دسته‌ها
افغانستان و تهدید غرب

نتیجۀ بحث

 آنچه از بررسی این زمینه ها به دست می آید این است که: اگر ما انسان بوده و خواهان زندگی، جامعه و سیاست انسانی هستیم؛
اگر ما دشمن هویت، شخصیت و حیثیت انسانی خود نبوده بلکه بر آنیم تا هویت انسانی خود را در عمل تبارز بدهیم؛
و اگر بر آنیم که پس از انسان بودن، انسانی مسلمان باشیم و مؤمن به سیاست و اصول سیاسی اسلام؛
باید و صد البته که باید از شرق و غرب دل کنده و فقط به اسلام، آنهم اسلام قرآن و علی و حسین ـ نه اسلام معاویه و عمروعاص ـ عملاً توسل بجوئیم و چهره های آنانی را که، شیاطین شرقی و غربی را مقتدای خویش قرار داده اند، به همگان معرفی کرده و پذیرای فقط رضا و رحمت خداوند باشیم.
زیرا که این سیاست ها اگر کاره ئی بودند، باید انسانهای بدبخت غربی را از مهلکۀ اندیشه و اخلاق پلشت ماده پرستانه بیرون می آوردند! و اگر مزدوران پلیدشان آدم می بودند، باید اولاً به نفس خود دشمنی و ظلم نمی کردند و خود را به استعمارگران مثلاً روسیه و یا آمریکا و… در بهای به دست آوردن فلان امکانات نمی فروختند! و طبیعی است کسی که به خود ظلم کند ـ خود را بفروشد، مزدور اجانب شود ـ به دیگران چه خدمتی خواهد کرد. ……………    ………………………………
نهراسیم از اینکه ممکن است شرق و غرب و سیاستهای پلشت آنان ما را در محاصره ها و مضیقه های مادی قرار بدهند، چه اولاً رنج ما آنوقت خواهد بود که در مضیقه های معنوی قرار گرفته باشیم و ثانیاً ـ خدا نخواسته ـ دور بودن از معنویات، خشم خدای را بر ما نازل نماید.
درست است که اگر با سیاست های غربی سازش نمائیم و از مصلحت های سیاسی شان جانبداری نمائیم به «رفاهیت» مادی می رسیم، اما آنچه از دست می دهیم اصالت اسلامی و الهی ماست و هر آنگاه که به چنین بدبختی گرفتار شده و خدای نخواسته غرب و نظام های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… وی را قبله گاه اندیشه و عمل خود قرار دادیم مصداق راستین این آیۀ مبارکه قرار خواهیم گرفت که:
    اِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشّیاطینَ اَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ اللهِ وَ یَحْسَبُونَ اَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ.
و هرگز چنین مباد! آمین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *