دسته‌ها
طلوع انقلاب اسلامی افغانستان

نمایش هویتی ربانی

  آنچه درین رابطۀ ویژه قبل از همه چیز گفتنی بنظر می رسد اینست که اینکار (بنمایش نهادن هویت ربانی) کاری ساده نبوده و از عهدۀ هر مدعیِ ذوق زده یی برآمده نمی تواند؛ زیرا که این نمایشگری نه با ادعاهای بچه گانۀ ذوقی سازگاری دارد؛ نه با راحت طلبی و هوسبارگی های وهمی و تلاش گریز. تشخص بخشیدن به هویت ربانی، آنهم تا آنجا که بتوان شکوفائی و پویائی سرافرازانه و عزت بار آنرا به نمایش نهاد، سرمایه ها و ویژگی های ایجابی یی را می طلبد که کسب و تبلور آنها ویژة فقط خداگرایان متقی و مخلص تواند بود؛ درست بهمانگونه که نزاهت و براهت از ویژگی هایی را تحمیل میکند که پذیرائی و استقبال آزادانه و بامعرفتانۀ از آنها ویژة آنهاییجست که سری هوشیار و دلی بیدار دارند.
واقعیت مطلب اینست که چون تحقق و تشخص فعال هویت ربانی ـ به دلیل خلیفه بودن انسان ـ امری یک بعدی نبوده و حضور پویایی صفات و ویژگی هایی سلبی و ایجابی را در ابعاد و حوزه های متعدد طلبیده و بناچار در معرض دید و قضاوت رهیافتگان و فرهیختگانی قرار می گیرد که با این ویژگیها انس و الفتی بهم رسانیده اند، لذا تا نخست انسان اندیشه یی پالوده و برهانمند، ایمانی راستین و شکوهمند، رفتاری سنجیده و آبرومند فراهم نیاورده و خود را عملاً در همین راه (= دین) به تلاش و تکاپو وادار نکرده باشد، نه از تشخص هویت انسانی خبری تواند داد و نه از نمایش آن برای دیگران اثری.

     به هر حال، آنچه روشن می باشد اینست که مردم افغانستان با رویکردی علنی و انکارنابردار به دین و ارزشهای عزتبار دینی، در پهنه ئی به وسعت افغانستان و در برابر چشمان حیرت زدۀ مردم دنیا هویت ربانی خود را علناً و عمیقاً به نمایش نهادند. اینان با غلتیدن در خون خویش ثابت نمودند که هیچ امر دیگری جز عشق به حق و ارزشهای خدائی نه انگیزه ئی دیگری، آنان را به جهادی از این دست حیرت انگیز واداشته است و نه آرمانی جز رسیدن به جوار قرب حق. و این مسئله ئی نیست که خود را در میدان عمل از هرگونه برهانی بی نیاز ساخته و خود برهان وجود خود گردیده است.
طبیعی ست که چون پرداختن به مؤلفه و جلوه های فراگیر این هویت کاری بسیار گسترده، آکادمیک و بدور از هدفِ اولیۀ این مقالۀ کوچک می باشد، ما هم مجبور خواهیم بود تا فقط به ذکر چند مورد روشن، انکارناپذیر و مرتبط با بهانه ئی که این سطور به مناسبت آن قلم می خورند پرداخته، کاری در خور این مقال را به اهل و زمان لازمه و شایستۀ خودش واگذاریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *