سخن مدیر:

نهم ـ ترسیم پیوندها و رابطه ها

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  از آنجا که جهان ـ اعم از اینکه جمادی باشد یا نباتی، حیوانی باشد و یا انسانی ـ با کلیۀ ابعاد پیدا و پنهانش بر مبنای رابطه ها استوار و بر همین مبنا اداره شده و سیر کمالی خود را به سوی نوعی کمال طی می کند، اگر بگوئیم: یکی از عمده ترین وظایف نویسنده در کار ارائه ی تحلیل، شناخت و شناسانیدن پیوندها و رابطه هایی است که میان واقعیت ها، رویدادها و… موجود می باشد، سخنی به گزاف نگفته ایم.
با اینهمه آنچه عیناً واقعیت دارد و اعتراف به آن هرگز مایۀ سرافکندگی نتواند بود آنست که:
۱ ـ ارتباط متنوع و مختلف الجهات میان پدیده ها وسیع و نامحدود است؛
۲ ـ وسایل و توان کشف و درک اکثریت مطلق ما انسانها محدود و نارساست؛
۳ ـ ارزش برخی از پیوندها اندک و قابل اغماض بوده و برخی دیگر کاملاً بخلاف آن؛
۴ ـ برخی از پیوندها علل اصلی و محوری بسیاری از آثار و پی آمدهایند و برخی دیگر به عکس، خود معلول می باشند؛
۵ ـ اثر برخی از پیوندها بسیار قوی، سریع و تعیین کننده بوده و بعضی به عکس؛

     به هر حال اینکه تحلیل گر، در زمان تحقیق و پرورش مطلب، به کدام یکِ از پیوندها و رابطه ها دست پیدا کرده و از آنها در پرورش و تحلیل نوشته اش بهره می گیرد، در نتیجه گیری از تحلیل ـ و اگر خواستی بگو: در رسیدن به هدف نهایی ـ اثری مستقیم و تعیین کننده دارد. لذا، وظیفۀ تحلیل گر متعهد آنست تا:
الف ـ از میان انبوهی از پدیده ها، پدیدۀ مورد نظر و رابطه های متنوع آن را با سایر پدیده ها شناسایی و ممتاز نماید. این کار باعث می شود تا از یک طرف محدودۀ مطالعه و تحقیق و از طرف دیگر، حوزۀ تلاش نویسنده برای تحلیل مشخص شود.
باء ـ پیوندها و روابط ثابت از متغیر جدا شوند؛ زیرا که واقعیت ها متنوع و حتی متضاد اثبات کنندۀ این دعوا اند که: برخی از روابط و پیوندها شکل و موقعیت قانونی و ضروری داشته و ناچار ثابت می باشند؛ مانند: رابطۀ ظلم و فساد و تلاشییِ جامعه؛ و لذاست که به عنوان یک قاعدۀ ضروری و قانونی گفته شده است که: اَلْمُلْکُ یَبْقی مَعَ الْکُفْر وَ لا یَبْقی مَعَ الظُلْم ، و یا مانند رابطه های ضروری میان «اصل وابستگی و نفی آزادی»؛ «فقدان رهبری و بروز انحراف»؛ «پذیرش استعمار و هویت باختگی»؛ «پذیرش ظلم و بردگی» و صدها مورد دیگر. و برخی دیگر متغیر و در حال تحول، کمال و رشد، ضعف و بی حالی، عوض شدن و… می باشند.
لازم است تا یادآوری شود که: هر کدام از ایندو دسته، با پدیده های برون از خویش در پیوند و ارتباط بوده و رابطه های متعدد، مختلف و متضادی را ایجاد کرده اند.
به هر حال آنچه گفتنش ساده و پذیرفتنش آسان می باشد اینست که: رابطه ها انواع گوناگون و بسیار متعددی دارند؛ ما بدون آنکه به ارائه ی شرح و مثال پردازیم فقط بذکر فهرستوار گونه هایی از آنها بسنده می داریم:
رابطۀ پایدار و ناپایدار؛ رابطه های همگونی که پی آمدهای مختلف دارند و به عکس؛ رابطۀ یک طرفه و دو طرفه؛ رابطۀ آشکار و نهان؛ رابطۀ باواسطه و بی واسطه؛ رابطۀ کمی و کیفی و دو جهته (کمی  ـ کیفی و به عکس)؛ رابطۀ مادی و معنوی؛ رابطۀ عاجل و آجل؛ رابطۀ فکری ـ عقیدتی؛ رابطۀ عاطفی ـ خویشاوندی؛ رابطۀ سازمانی ـ گروهی ـ رابطۀ اقتصادی ـ مالی؛ رابطۀ اطلاعاتی ـ اعم از فرهنگی و جاسوسی ـ رابطۀ محتوا و شکل ـ رابطۀ تخریبی و تعمیری؛ رابطۀ ظالم با مظلوم؛ رابطۀ ظالم و مظلوم با انظلام؛ رابطۀ ظالم با ظالم؛ رابطۀ سلطه گر با زور؛ رابطۀ سیاسی سلطه گر با زور؛ رابطۀ فرهنگی سلطه گر و زور؛ رابطۀ نظامی سلطه گر و الحاد؛ رابطۀ اقتصادی سلطه گر و هوای محوری؛ رابطۀ تعاونی و سازنده در ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، هنری و… که بیداری و رشد می آورد و صدها نمونۀ دیگر.

منتها آنچه تذکرش را واجب می شماریم اینست که: نویسنده می باید تا به شدت متوجه:
یکم ـ روابط ارکان موضوع با هم و با اجزاء آن بوده و آنچه را ضروری و نافع می داند شناسایی و معرفی نماید؛
دوم ـ روابط ارکان و اجزاء موضوع مورد نظرش را با علل و معالیل شناسایی کرده آنچه را به هدف نویسنده و تحلیل مفید و مؤثری می یابد به رشتۀ تحریر آورد؛
سوم ـ هر دستۀ از این روابط را در قدم اول با ارزشها و ضد ارزشها و در گام دوم با نفع برندگان و زیان دیدگان و… شناسایی، ارزیابی و تبیین نماید؛
چهارم ـ رابطۀ میان شکل و محتوای موضوع و مسایل مورد نظر را شناسایی و هرکدام را در جای خودش ارزیابی و شرح نماید؛ زیرا که این رابطه در بیشتر مسایل و رویدادهای اجتماعی و انسانی وجود داشته و کشف و فهم آن فرد را در تحلیل رویدادها یاری داده و در تصمیم گیریها کمک می نماید؛ چنانکه فهم و کشف رابطۀ مثلاً میان محتوا و شکل انقلاب خود ما و یا: میان شکل و تهاجم فرهنگی، فرد را در هر دو زمینۀ یاد شده یاری می رساند!

    آنچه در پایان این بخش از وظایف نویسندگی قابل تذکر می نماید آنست که:
اولاً، هر محتوایی، متناسب با مؤلفه ها، جهت، ارزشها و هدفی که دارد و یا ارائه می دارد، شکلی متناسب خودش داشته و هیچ محتوایی را بدون شکل ظهور و بروز نتوان سراغ داد؛
ثانیاً، با آنکه این بخش (بخشِ مربوط به رابطه ها و پیوندها) به کشف و بررسی پیوند و رابطه های متنوع در میان پدیده ها می پردازد، در واقع: نوعیتِ کیفی و کمی  ارتباط و بگونۀ غیرمستقیم، علت ظهور و بروز پدیده ها را کشف و بررسی می دارد!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.