سخن مدیر:

هشتم ـ آزادی و آزادگی

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

    از ویژگیهای تمدن معنیدار یکی « به نمایش نهادن توان آزادسازی » اوست. آنهم به گونه ئی که: هم انسان را از اسارت نیروهای کور طبیعی ـ غریزی آزاد می کند؛ هم از زنجیر زمینه ها و امور وهمی ـ اعتباری نجات می بخشد؛ و هم از چنبر خجالتبار کمیت زدگی، هوسبارگی و هر آنچه راه رشد و شکوفائی را بر « آزادی ربانی » او می بندند.
ظرافت و ژرفای این اصل را زمانی بهتر درخواهیم یافت که دریابیم: توجه به این مشخصه به هیچ وجه متوجه و محدود به ابعاد انسانی، عبادی و ارزشی نبوده، بلکه همان گونه که آزادی معنادار انسان ها را به بهترین شکل و دلپذیرترین رنگ به نمایش می گذارد، آزادیِ ابزار و امور مربوط به حوزۀ فعالیت های انسانی را نیز به نمایش می گذارد.
این در حالی است که در نظام فن سالار امروز غرب، هم نیروهای باطنی انسان ـ اعم از باورهای علمی، دینی، ارزشی و… ـ در زنجیر اسارتهای وهمی ـ اعتباری بسر می برند ([۱]) هم نیروهای ظاهریش ـ اعم از چشم و گوش ـ در خدمت غرایز تخدیر شدۀ فسادبار ([۲]). هم امور سیاسی، اقتصادی، هنری و… در اسارتِ نیات شوم نیرنگبازان انسانیت ستیز قرار دارند! و هم کلیۀ ابزار و فرآورده های بسیار پیشرفته صنعتی! چرا که درین مورد ویژه، همۀ تلاشهای تولیدی ـ مصرفی، و لاجرم همۀ تولید کنندگان، مصرف کنندگان و کلیۀ چیزهای تولید شده ـ به ویژه همانها که باید از تولید و مصرف در جهت رشد و شکوفائی هویت معنادار خویش بهره مند شوند ـ در خدمت سود بیشتر و بالا بردن اعدادِ سودِ بی معنا بسر می برند!
گوئیا انسان از مرتبۀ وجودی « خودِ عدد » هم تنزل و سقوط داده شده و به شیئی بدل شده است که در خدمت تصاعدِ اعداد می باشد! طبیعی است که وقتی وضع، موقعیت و منزلت انسان در برابر اعداد این همه چندش آور باشد، ابزار چه بهره ئی از آزادی را خواهند داشت!
به هر حال، آنچه بی نیاز از برهان می نماید اینست که هیچ تمدنی توان به نمایش درآوردن آزادسازی و آزادگی، تداوم و تکاملِ معنادار آنرا نتواند داشت، مگر آنکه نخست آثار و پی آمدهای متنوع « فعل پذیری و اسارت »های متنوع انسان را، از ابزار و دستاوردهای خودساخته اش، پاکسازی کامل و همه جانبه نموده و « سیرتِ ادغام پذیری » او را در « همنوع ماده محور، لذت محور، قدرت محور و… » او محو نماید.
این در حالی است که اندک تأمل به نگرشهای بنیادین فن سالاری، مثبت این واقعیت است که همۀ هدف و تلاش اینان، نه تنها مصروف فعل پذیری انسان از انسان و ابزار می باشد که عملاً انسان سازندۀ تکنیک و ماشین و غیره را، فعل پذیر روابط و مناسباتی ساخته اند که در آن کار پرداز اصلی « شیطان سود پرست » باطن اینان می باشد! آنهم تا بدانجا که اندیشۀ تکاثر، نه تنها روح انسانیت و مکارم اخلاقی را در آنان کُشته است که بدبختانه حتی آرامش غریزی آنان را نیز ـ به عنوان حیوانی دو پا ـ عملاً مورد هجوم قرار داده و از آنان سلب کرده است. رویکرد افراطی و خجلتبار اینان به مواد مخدر، مشروبات مسکر، سکس ـ که حتی منطق غریزی ـ زیستی را پایمال کرده ـ و سایر سرگرمی های غافل سازنده، بهترین برهان برای اثبات این مدعا تواند بود.



[۱] ـ اینکه برای بچه متمدن نمای غرب، عرفان نمای سکولار هندی ـ مانند ذنِ تحریف شدۀ بودیسم و باورهای هدف ستیزانۀ عارف نماهای آوازه جوی ـ را وارد کرده و برایش دین تراشی و عرفان بافی می کنند، برای آنست تا او را از درون اسیر نگه دارند.

[۲] ـ اینکه دیدگان سرو سِرّ او را اجازت نمی دهند تا بر روی حقایق و واقعیت های ارزشبار آزاد سازنده باز شده و فقط به تماشای زمینه هائی می گمارند که خود از قبل برایش آماده کرده اند، نمودی انکارناپذیر از همین واقعیت است.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.