سخن مدیر:

هفتم ـ دورۀ حضرت موسی (ع)

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

جریان پر التهاب و پر رویداد رسالت حضرت موسی (ع) را قرآن مجید، در موارد بسیاری با زبانی ویژه و گاه شورانگیز بیان داشته است، منتها از آنجا که اغلب مردم با رویدادهای این پیامبر بزرگوار آشنائی نزدیکی داشته و با مواضع دشمنان قدرتمند، پر رو و نیرنگباز او آشنائی دارند، خواهیم کوشید تا فقط به نقل ضروری ترین موارد بسنده نمائیم.
قرآن عمده موضع گیریهای فرعونیان را از این قرار ابلاغ نموده است: جدل پیشگی، تهمت و افترا، خونریزی و سفاکی، زرپرستی، زورگوئی، ظلم، تکذیب، استکبار، گناه، فساد، اسراف و غیره؛ که آیات مورد استشهاد مواردی را روشن می نمایند:

      * إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَهً مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ * قصص ۴
« فرعون در سرزمین [ مصر ] سر برافراشت، و مردم آن را طبقه طبقه ساخت؛ طبقه ای از آنان را زبون می داشت: پسرانشان را سر می برید؛ و زنانشان را [ برای بهره کشی ] زنده بر جای می گذاشت، که وی از فسادکاران بود *».

      * وَ نَادَىٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قَالَ یَا قَوْمِ أَلَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هَٰذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِن تَحْتِی أَفَلَا تُبْصِرُونَ * أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِّنْ هَٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لَا یَکَادُ یُبِینُ * فَلَوْلَا أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَهٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِکَهُ مُقْتَرِنِینَ * فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ * زخرف ۵۱ تا ۵۴
« و فرعون در [ میان ] قوم خود ندا در داد [ و ] گفت: «  ای مردم [ کشور ] من، آیا پادشاهیِ مصر و این نهرها که از زیر [ کاخهای ] من روان است از آنِ من نیست؟ پس مگر نمی بینید *. آیا [ نه ] من از این کس که خود بی مقدار است و نمی تواند درست بیان کند بهترم؟ * پس چرا بر او دستبندهای زرین آویخته نشده؟ یا با او فرشتگانی همراه نیامده اند؟ * پس قوم خود را سبک مغز یافت [ و آنان را فریفت ] و اطاعتش کردند، چرا که آنها مردمی منحرف بودند *».

      * در سورۀ مبارکۀ اعراف ضمن گزارش بعثت حضرت موسی (ع) و دعوتِ او از فرعون، و ارائه ی معجزات پس از مجادلهای فریب کارانۀ فرعون می فرماید:

      * قَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ * یُرِیدُ أَن یُخْرِجَکُم مِّنْ أَرْضِکُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ * قَالُوا أَرْجِهْ وَ أَخَاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ * اعراف ۱۰۹ ـ ۱۱۱
« سران قوم فرعون گفتند: « بی شکّ این [ مرد ] ساحری داناست * می خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند. پس چه دستور می دهید »؟ * گفت: « او و برادرش را بازداشت کن، و گردآورندگانی را به شهرها بفرست *».

     پس از آنکه معجزۀ حضرت موسی (ع) سحر ساحران را ابطال نموده و سحره به آن حضرت ایمان می آورد، فرعون پس از بستن اتهاماتی به آنها داد می زند که:

     * لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُم مِّنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ * اعراف ۱۲۴
« دستها و پاهایتان را یکی از چپ و یکی از راست خواهم برید سپس همۀ شما را به دار خواهم آویخت *»:

     * وَ قَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسَاءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ * اعراف ۱۲۷
« و سران قوم فرعون گفتند: « آیا موسی و قومش را رها می کنی تا در این سرزمین فساد کنند و تو و خدایانت را رها کنند »؟ [ فرعون ] گفت: « بزودی پسرانشان را می کشیم و زنانشان را زنده نگاه می داریم، و ما بر آنان مسلّطیم *».

     * فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَ کَانُوا عَنْهَا غَافِلِینَ * اعراف ۱۳۶
« سرانجام از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم، چرا که آیات ما را تکذیب کردند و از آنان غافل بودند *».

      * ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَىٰ وَ هَارُونَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِ بِآیَاتِنَا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کَانُوا قَوْمًا مُّجْرِمِینَ * یونس ۷۵
« سپس، بعد از آنان موسی و هارون را با آیات خود، به سوی فرعون و سران [ قوم ] وی فرستادیم، [ ولی آنان ] گردنکشی کردند و گروهی تبهکار بودند *».

     * فَمَا آمَنَ لِمُوسَىٰ إِلَّا ذُرِّیَّهٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَىٰ خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِمْ أَن یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ * یونس ۸۳
« سرانجام، کسی به موسی ایمان نیاورد مگر فرزندانی از قوم وی، در حالی که بیم داشتند از آنکه مبادا فرعون و سران آنها ایشان را آزار رسانند، و در حقیقت، فرعون در آن سرزمین برتری جوی و از اسرافکاران بود *».

     در پایان مرحلۀ یادآوریهای قرآنی، ذکر دو نکته را لازم می پنداریم: اول آنکه، آنچه آمد نه همۀ آن مواردیست که در قرآن مورد تذکر قرار گرفته است؛ و دوم اینکه، در قرآن آیات بسیاری وجود دارد که متعرض علل انقراض مدنیتهای قدرتمندِ گذشته شده اند، که بطور نمونه، در زمینه های آتی، می توان آیاتِ معرفی شده را مورد تأمل قرار داد:

* تکذیب: روم ۱۰؛ اعراف ۷۲ و ۱۳۶؛ فرقان ۳۶ و ۳۷ ؛ زمر ۲۵ و ۲۶ و غیره.
* استکبار: فاطر ۴۳ ؛ فجر ۱۱؛ قصص ۲۹ و…!
* فسق: اسراء ۱۶ و…
* فساد: نمل ۳۴ ؛ فجر ۱۲ و…
* ظلم: انبیاء ۱۱؛ حج ۴۵ ؛ اعراف ۴ و ۵ ؛ هود ۱۰۲ و غیره
* و موارد بسیار روشن دیگر که هرکس با مراجعۀ به قرآن می تواند آنها را رؤیت نماید.

     و امّا برگی چند از بهشت روایات:

    * خَطَبَ عَلِیٌّ (ع) فَقالَ: اِنّا اَهلَکَ الــنّاسَ خَصلَتانِ هُما اَهلَکَتا مَن کانَ قَبلُکُم وَ هُما مُهلِکَتانِ مَن یَکُونُ بَعدَکُم: اَمَلٌ یَنسِی الاخِرَهَ، وَ هَویً یُضِلُّ عَنِ السَّبیلِ ([۱]) .
« امیر المؤمنین (ع) در خطبۀ خود فرمود: دو خصلت مردم را نابود کند، دو خصلتی که پیشینیان را نابود کرده و کسانی را که پس از شما باشند نیز نابود می کند: آرزویی که آخرت را از یاد ببرد، و هوی پرستی که موجب گمراهی گردد. »

    * قالَ رَسُولُ اللهِ (ص): هِلاکُ اُمَّتی فی شَیئَینِ: تَرکُ العِلمِ وَ جَمعِ المالِ ([۲]).
« رسول خدا (ص) فرمود: هلاکت امت من در دو چیز است: وانهادن دانش و گردآوری مال ».

   * قالَ اَمیرُالمُؤمِنینَ (ع): اَهلَکُ شَی ءٍ اَلهَوی ([۳]).
« امیر المؤمنین (ع) فرمود: هلاک و نابود کننده ترین چیز هواپرستی است ».

     * قالَ اَمیرُ المُؤمِنینَ (ع): هِلاکُ النّاسِ فی ثَلاثٍ: اَلکِبرِ وَ الحِرصِ وَ الحَسَدِ؛ فَالکِبرُ هِلاکُ الدّینَ وَ بِه لُعِنَ اِبلیسُ، وَ الحِرصُ عَدُوُّ الــنَّفسِ وَ بِه اُخرِجَ ادَمُ مِنَ الجَنَّهِ، وَ الحَسَدُ رائِدُ السُّوء وَ مِنهُ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ ([۴]).
« امیر المؤمنین (ع) فرمود: هلاک مردم در سه چیز است: تکبر و آزمندی و حسد؛ کبر دین را تباه می سازد که ابلیس به سبب تکبر گرفتار لعن شد؛ و آزمندی دشمن جان است و آدم به خاطر همان از بهشت رانده شد و حسد راهنمای بدی است که به جهت آن قابیل هابیل را کشت ».

     * قالَ رَسُولُ اللهِ (ص): هَلَکَ نِسائُ اُمَّتی فِی الاَحمَرینَ، اَلذَّهَبُ وَ الثِّیابُ الرِّفاقُ؛ وَ هَلَکَ رِجالُ اُمَّتی فی تَرکِ العِلمِ وَ جَمعِ المالِ ([۵]).
« رسول اکرم (ص) فرمود: هلاک زنان امتم در دو چیز سرخ رنگ است: طلا و لباسهای نازک؛ و هلاک مردان امتم در ترک علم و گردآوری مال است. »

      * قالَ الصّادِقُ (ع): یَهلِکُ اللهُ سِتّاً بِسِتٍّ: اَلاُمَراءُ بِالجَورِ وَ العَرَبَ بِالعَصَبِیَّهِ وَ الدَّهاقینَ بِالکِبرِ وَ التُّجّارَ بِالخِیانَهِ وَ اَهلَ الرُّستاقِ بِالجَهلِ وَ اَلفُقَهاءَ بِالحَسَدِ ([۶]).
« امام صادق (ع) فرمود: خدای تعالی به سبب شش چیز شش گروه را به هلاکت می رساند: فرمانروایان را به ظلم و عرب را به سبب تعصب، و دهقانان را بخاطر تکبر، و بازرگانان را به جهت خیانت و روستائیان را به سبب نادانی و فقیهان را به خاطر حسد ».

      * عَن جَعفَرِ بنَ مُحَمَّدٍ عَن ابائِه (ع): أَنَّ رَسُولَ اللهِ (ص): اُتِیَ بِامرَأَهِ لَها شَرَفٌ فی قَومِها قَد سَرِقَت فَاَمَرَ بقَطعِها فَاجتَمَعَ اِلی رَسُولِ اللهِ (ص) ناسٌ مِن قُرَیشٍ فَقالُوا: یا رَسُولُ اللهِ تَقطَعُ امرَاَهً شَریفَهً مِثلَ فُلانَهٍ فی خَطَرٍ یَسیرٍ؟ قالَ نَعَم، اِنَّما هَلَکَ مَن کانَ قَبلَکُم بِمِثلِ هذا کانُوا یُقیمُونَ الحُدُودَ عَلی ضُعَفائِهِم وَ یَترَکُونَ اَقوِیائَهُم وَ اَشرافَهُم، فَهَلَکُوا ([۷]).
« امام صادق (ع) از پدران بزرگوارش علیهم السلام نقل فرمود: زنی از اشراف را که دزدی کرده بود به محضر رسول اکرم (ص) آوردند، حضرت فرمان داد که دستش را قطع کنند، گروهی از قریش شرفیاب شدند و عرض کردند: یا رسول الله! آیا فرمان به بریدن دست زنی که از اشراف است می دهی که همانند دست فلان زن معمولی در یک کار اندک؟ فرمود: آری، همانا کسانی که پیش از شما بودند به خاطر اینگونه کارها هلاک شدند که حدود را تنها در حق ضعیفان اجرا می کردند ولی زورمندان و اشراف خود را وا می نهادند؛ در نتیجه نابود شدند. »

      * قالَ رَسُولُ اللهِ (ص): اِنَّ الدّینارَ وَ الدِّرهَمَ اَهلَکا مَن کانَ قَبلَکُم وَ هُما مُهلِکاکُم ([۸]).
« رسول اکرم (ص) فرمود: همانا دینار و درهم مردم پیش از شما را هلاک کردند و موجب هلاکتِ شما نیز می شوند. » ([۹])

      با در نظر داشت باور و بینش قرآنی، باورمان بر اینست که عوامل هلاکت اقوام و ملل و تمدنهای سالفه را، هیچ مسلمان مخلصی، به هیچ روی نمی تواند به عنوان عوامل تحقق و شکوفایی تمدن پذیرا شده و معتقد باشد که مثلاً دنیا محوری و لذت بارگی و آخرت زدایی و… زمینه ساز حیاتِ بارورِ جمعی و تبلور تمدنِ واقعاً انسانی توانند شد؛ باقی می ماند تحقیق این دقیقۀ راهگشای که بنگریم دنیای امروز غرب با عواملی از قبیل: تکذیب، فسق، دین زدایی، خود محوری، استکبار، لذت محوری، ظلم، فساد، دنیا محوری، گناه، شهوت بارگی، اسراف، هم جنس بازی، زورگوئی، تحقیر، هواپرستی، آرزوهایِ آخرت زدایانه، گردآوری ثروت، حرص، حسد، خیانت، عصبیت، ضعیف کشی، و… عملاً ـ و نه شعاراً ـ چه معامله و برخوردی می نماید؟!

      واقعیت های ملموس جاری مؤید آنند که غرب امروزی نه تنها برخی از این عوامل و زمینه ها را به عنوان « آفت و عاملِ فساد و تلاشیِ تمدن » نمی پذیرد که بر عکس، آنها را مایه و پایۀ  نظام مورد گرایش و تعبد خود ( تکنوکراتیسم ) قرار داده و باز، نه تنها از آنها عملاً جانبداری می کند! که، با هزاران وسیله ـ اعم از نشریه های قلمی و هنری و تبلیغی و تلویزیونی و ـ از رشد آنها استقبال نموده و بدان افتخار هم می کند! که ما، فقط جهت یادآوری، به ذکر چند موردِ کلی قناعت ورزیده، تعمیم قضیه را به خوانندۀ تیزهوش خود حوالت می دهد:



[۱] ـ بحار، ج ۷۳، ص ۱۶۷.

[۲] ـ المستطرف، جزء ۱ ص ۲۰.

[۳] ـ غرر الحکم، ج ۱ ص ۱۷۵.

[۴] ـ بحار، ج ۱۵، ص ۱۱۱.

[۵] ـ مدینه البلاغه، ج ۲ ، ص ۵۷۳.

[۶] ـ بحار، ج ۲، ص ۲۰۷.

[۷] ـ دعائم الاسلام، ج ۲ ص ۴۴۲ .

[۸] ـ مشکاه الانوار، ص ۲۶۵ .

[۹] ـ اکثریت مطلق روایات این بخش ( اسلام و تمدنِ معنیدار ) را همراه با ترجمه، از کتاب مستطاب سی جلدیِ « آثار الصادقین » اخذ و نقل نموده ایم، خداوند بر توفیقات مؤلفش بیفزاید!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.