سخن مدیر:

همۀ هستی تختۀ آموزش است

بدون دیدگاه

  آنکه می خواهد برسد، باید بیاموزد؛ باید از آنها که رسیده اند، راه و رسم رسیدن، ابزار و وسایل پیمودن و… را بیاموزد. باید چشم عبرت بین بدست آورد، سِرّ این نکته که قرآن این همه تأکید می دارد: «قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه الذین من قبل» در همین عبرت آموزی نهفته است.
از سوئی اگر بخواهیم توجهی به جوهر قضیه نموده باشیم شاید بتوان به اعتباری مسئلۀ عبرت آموزی را گونۀ ویژه ای از «بصیرت» و بینشوری به شمار آورد که چون خود بصیرت یکی از ویژگی های انسان کمال گرا و نمونه می باشد، پس آنیکه طالب رسیدن به کمال می باشد، شایسته آنکه خویشتن را به سلاح بینشوری و عبرت آموزی مجهز نماید و با همین اسلحه بندهای متعدد را از پای جان ببرد و با پشت گرمی به کارآئی وی از بسا دخمه های هولناک بگذرد و حقایقی را مشاهده نماید. بلخی را در زمینۀ عبرت آموزی ـ چه در رابطه با مسایل عمدۀ اجتماعی و چه در رابطه با ابعاد بسیار عمیق و بسیار مهم فردی ـ توصیه ها و راهنمایی هاییست که به ذکر خویش می ارزند.
زین جهان ای «طالب ارشاد» عبرت لازم است
خاطرت گر شاد و گر ناشاد عبرت لازم است
بوریا بافی به نی می
گفت وقت بافتن
کز کلام و پند آن استاد عبرت لازم است
سرکشی
ها خاک راهت کرد ای نی عاقبت
از تو بر ارباب استبداد عبرت لازم است
مستبد مقتول و هم مصلوب و هم محروق شد
در کنار دجلۀ بغداد؛ عبرت لازم است
ساقیا می ده بیاد قیصر و خاقان که خم
مجمعی باشد از آن اجساد عبرت لازم است
برشد از کاخی صباحی شادی و بانگ سرور
شامگاهان گریه و فریاد عبرت لازم است
یا چو مجنون پخته شو یا در پی خوبان مرو
ز انتحار و خامیِ فرهاد عبرت لازم است

     و باز در همین رابطه دارد:
ستمکارا ستاند چرخ از دستت ستمکاری
به دوش ناتوانت تا به کی بار است، آگه شو

***

     آتش مزن به هیچ دل ای سر فراز بخت
بسیار دیده
ایم: فراز و نشیب سوخت

     و یا آنجا که دنیا و عقبی را پردۀ عبرت معرفی نموده و بالاتر از آن، آنجا که هر گام و هر قدمی را که در راه استقبال از خطر برداشته می شود خیمۀ لیلای آزادی و عشق می خواند و بداشتن چشم عبرت بین مجنون توصیه می دارد:
یک پرده تماشاست چه دنیا و چه عقبا
نه جور کن امروز، نه فرداش زبون باش

***

     چشم مجنون بایدت تا بنگری
خیمۀ لیلاست هر گام خطر

     با همین مایۀ از عبرت آموزیست که بلخی متوجه حیاتِ اصیل، ارزشمند و از یاد نرفتنی شده و عشرتِ جاوید و پایدار را میوه و ثمرۀ آن قلمداد می دارد:

     آنکه در دیوان هستی ماند از وی نام نیک
با وجود عمر کوته عشرت جاوید داشت

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.