سخن مدیر:

ویژگیهای گروههای مذهبی

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  گروههای مذهبی ـ سیاسی افغانستان را نظر به روشهای مورد نظر و عمل آنان و نیز، میزان برخورداری شان از دانش سیاسی و ایدئولوژی اسلامی باید بدو بخش تقسیم کرد!
الف ـ گروههای نپخته.
ب ـ گروههای اصیل.
آنچه قبل از بررسییِ ویژگیهای این گروهها لازم بتذکر میباشد این است که ممکن عده یی که به دانش کتابی و روزنامه ئی و سرچشمه گرفته از نظام استعماری، و به سلاح تخریبی و تلاشی و فحاشی بجای انتقاد سالم مجهز می باشد بر ما خورده گیرند که اصولاً پیدایش گروههای سیاسی در افغانستان عمری نداشته و نمیتواند در زمینۀ سیاست و تاریخ سیاسی افغانستان تعمیمی همه جانبه پیدا کند که ضمن حق دادن به مقدار واقعیتی که در کلامشان نهفته است این مسئله را یادآور میشویم: همانطوریکه نمیتوان جامعه را بدون نظام و روشی سیاسی اعم از پیشرو و انسانی و یا عکس آن تصور کرد هیچ دوره ئی را هم نمیتوان بدون موجودیت گروه و یا گروههای سیاسی مدنظر آورد منتها، متناسب با دورۀ اجتماعی ویژه، گروههایی هم تکوین، رشد و به فعالیت می نشینند که گاه متشکل از برده داران، گاه فئودال ها، گاه سرمایه دارها، گاه فیلسوف ها، گاه اخلاقیون، گاه الهیون، گاه پیام آوران خداوند، و… بوده اند.
در افغانستان نیز در طول تاریخ اسلامی آن میتوان بدرک و شناخت هر یک از این دو قطب نائل آمد که بویژه در دوره های معاصر، این مسئله چشم گیرتر می نماید.
تاریخ صدسالۀ اخیر افغانستان نشان میدهد که در کنار گروههای مبارز و اصیل، چون همراهان و همگامان سید جمال الدین، گروههای نپخته، ترسو و خودگرای سیاسی نیز وجود داشته اند که دم از پیروی ایدئولوژی سیاسی ـ اسلامی می زدند.

     با آنچه آمد، نگارنده نسبت جو سیاسی ویژۀ حاکم بر جامعۀ افغانستان ضرورتی احساس نمیکند تا ضمن بررسی ویژگیهای گروه یا گروههای سیاسی نپختۀ مسلمان، از آنان نام ببرد، چه بیشتر زمینۀ بحث، زمینۀ تحلیلی و نقادانه و کلی است نه بحث انتقادی از گروه و یا گروههای ویژه، لذا، خواننده یی که میخواهد ضمن فهم زمینه های سیاسی حاکم بر جامعۀ افغانستان از فهم و شناخت گروههای فعال امروزی نیز برخوردار باشد وظیفه دارد خود را زحمت داده گروه را با ویژگیها تطابق دهد.
و اما ویژگیهای دستۀ اول:
الف ـ فقر فرهنگی: نخستین ویژه گی یی که در قدم اول میتوان در برخورد با این گروهها بدرک آن رسید، مسئلۀ فقر فرهنگی است.
آنچه در نخستین نظر این فقر را درخشش بخشیده و بر دیدۀ بصیرت نظاره گر می کوبد، پراکندگی برونی، عدم انسجام، بی برنامه بودن، سبکسری ها، بی خیال بودن ها، زود تصمیم گیری ها، دیر تصمیم گیری ها، اسراف گری ها، تجمل پرستی ها، تعصب ورزی ها، ظاهر پرستی ها، خود بزرگ جلوه دادن ها، و افادۀ بی مورد فروختن هاست.
فقر فرهنگ گاه تا حدی است که افراد گروه مثلاً نمی فهمند، کی و به کی افاده بفروشند، یا در چه موردی باید دنبال تجمل و خود اسطوره سازی رفت؛ نپخته گی فرهنگی این گروهها را میتوان بصورت آشکار در زمینه های ایدئولوژی ـ سیاسی، در زمینۀ اجتماعی، در زمینۀ برخورد و ایجاد رابطۀ ایدئولوژیکی با عمل اقتصادی و نیز در سایر زمینه ها بدرک نشست.
درد اصلی بر سر این مسئله نیست که اینان از نظر کارکرد و کاربرد عملی زمینه، دچار فقر دردبار و کشنده ئی هستند که در عرضِ تسریع رشد زمینه های سیاسی، به عامل تخریب و کندسازی این جریان بدل شده اند. بلکه درد اصلی این است که اینان، در زمینه های برشمرده، اصول منظم و منسجم فکری و ایدئولوژیکی نیز ندارند. مثلاً اگر از اینان در مورد ریخت نظام اقتصادی ایده آل شان پرسش شود حتی در سطح کسی که مؤمن به اصل برخورداری های کاملاً مادی بوده و میکوشد آنها را از راه مثلاًٌ دزدی و چپاول بدست آورد ـ که طبعاً این کس هم راه و روش کسب زمینه را نزد خویش طرح کرده و هم زمینۀ خرج و تقسیم آنرا ـ نظام درستی که مطابقت به ادعاهای سیاسی شان داشته باشد ندارند. چه دزد، ادعای سیاسی اش رسم دزدی است و طرح نظام اقتصادی خود را نیز بر آن بنا میگذارد. اما اینان ـ که از اندیشه و مکتبی ادعای پیروی دارند که بسیار گسترده است و همت اینان در شناخت و بررسی همه جانبۀ آن کم ـ در جواب یک موضوع در دو زمان، دو جواب می دهند، چه ایده ئی درست از ایدئولوژی سیاسی ـ اقتصادی اسلام ندارند.
فقر فرهنگی، گاهی زمینه ساز موارد التقاطی اندیشیدن و التقاطی عمل کردن در پوشش پیروی از عقاید اسلامی میشود، و گاه هم زمینه ساز پذیرش بدعتهای انحرافی که خاستگاهی جز جاه طلبی و منفعت پرستی نداشته است.
«حضرت گرائی» و «امیر» تراشی و ملاگرایی های بی محتوی و حتی ضد روحیۀ اسلامی و تشکیل مجالس و ترتیب و عملکرد به زمینه هاییکه اگر نگوئیم متضاد با روح اسلامی ست، باید اعتراف کنیم که در عوض اسلام گرائی، اسلام گریزی را خواهد زاد، همه و همه شمۀ کوچکی از این نوع انحراف و زادۀ همان دید تنگ و اندیشۀ نپختۀ سیاسی ست که در عوض رویکرد و پذیرش اصول پوینده و پر توان و سازنده این دروغها و سایه ها، انسان را مشغول خواهد داشت، چنانکه داشته است.
ب ـ وابستگی: مسئلۀ فقر فرهنگی و عدم بینشمندی سیاسی، زایندۀ بلاهایی ست که میتوان یکی از آنها را وابستگییِ سیاسی دانست.
گروههای نپخته اغلب فریب کسب قدرت و تجمل پرستی، و از این راه خود را به چشم مردم زدن و مسابقۀ با گروههای دیگر را خورده و چون در زمینه، نمیشود فعالیتهای استعماری را نادیده بگیریم ـ به ویژه که گاهی با همکاری های دلسوزانه و ظاهر فریب نیز همراه است ـ گروه تحت الحمایه قرار خواهد گرفت، چنانچه که گرفته است. وابستگی این گروهها شاید در اوایل صددرصد سیاسی نباشد ولی در اخیر منجر میشود به متلاشی شدن روح ایدئولوژیکی سیاسی ـ اسلامی گروه؛ گاه زمینۀ نخستین وابستگی را ضعف اقتصادی و یا حتی گاه نبود هراس انگیز ابتکار عمل سیاسی تشکیل میدهد. که بالاخره همین زمینه، کار خود را کرده آنرا به وابستگی کامل سوق میدهد.
این وابستگی در زمانی کوتاه، مسیر حرکت سیاسی گروه را به انحرافی دردبار کشانیده و آنکه اندک بینش سیاسی ـ اسلامی داشته باشد، در نخستین برخورد متوجه تضاد موجود بین روش سیاسی جاری در حرکت روزانۀ گروه و ادعاهای وی میشود؛ زیرا که ادعای اسلامیت دارد اما برای پیاده کردن ایدئولوژی سیاسی اسلام خود را به اقتصاد انگلیس یا آمریکا تکیه میدهد و این تکیه گاه پلید و استعماری، گاه تا سرحد آلت استعمار، استثمار و استحمار، شخصیت سیاسی او را به لجن میکشد. درین مرحله گروه نه تنها اصالت خویش را از دست میدهد که بدل میشود به مانع در راه تحقق آرمان های سیاسی مردم؛ و یکی از دردبارترین علت های محکومیت سیاسی جوامع را بصورت کل، و افغانستان را بصورت خاص باید در موجودیت نفرت انگیز ذلت بار ستم خیز همین گروهها جستجو کرد.
جیم ـ تنبلی: دیگر از ویژگیهای این گروهها، نسبت موجودیت فقر عمیق فرهنگی و نبود طرح و ابتکار عمل در زمینه های سیاسی بالنده و نتیجه زای و تکامل بخش و… مسئلۀ عدم تحرک سازندۀ سیاسی است.
اینان از کم کارترین گروههای سیاسی خواهند بود؛ ممکن است عده ئی مسئلۀ کم کاری را به نبود امکانات اقتصادی به ویژه، تعلیل نمایند که در زمینه ی حقانیت مطلب حق با آنها است. ولی در این زمینه وقتی حکم تنبلی را صادر میکنیم، باید خوانندۀ محترم از فحوای کلام و بطن و جوهرۀ اصطلاح تنبلی با کم کاری به این درک رسیده باشد که این واژه ها و یا اصطلاحات زمانی به کارگرفته میشوند که زمینۀ فعالیت و امکانات آن هست ولی بکار نمی افتد. از همین جا است که اینان هرگز نه تنها نتوانستند رشد سیاسی مردم جامعۀ افغانستان را در جهت ایدئولوژی سیاسی اسلامی تضمین نمایند که نتوانستند حتی ضرورت شکوفائی این ایدئولوژی را در ذهن مردم بیداری بخشند.
دال ـ در تضاد با خود: دردبارترین ویژگی اینان را تضاد عمل و نظرشان تشکیل میدهد.
اینان در زمینۀ عمل خیلی کم توانسته اند اخلاق خویش را حتی با همان مقدار برداشتی که از ایدئولوژی سیاسی اسلام دارند تطابق بخشند. اینان اکثراً بر خویشند و در جهت اشباع عقده های برآورده نشده، چه اینان قدرت را سیاست و روش می پندارند، لذا:
هاء ـ قدرت طلب: میباشند و برآنند که این هوس را از طریق رسیدن به نظام و قدرت سیاسی تحقق بخشند، و روی همین علت است که:
واو ـ جدای از مردم: اند، و این ویژگی آنها را طبیعتاً در مسیر ناکامی سوق میدهد.
نباید چنین پنداشت که ناکامی اینان همه جانبه میباشد، نه، ما ناکامی را در رابطه با هدفیکه دنبال میدارند مورد بررسی قرار میدهیم و چون اینان هرگز در طول تاریخ بودن خویش موفق به رسیدن به قدرت سیاسی نشده و نخواهند شد، ناکام محسوب میشوند.
در آخر اگر زمینه را در رابطه با آرزوی تحقق ایدئولوژی اسلامی در نظر بگیریم، میرسیم به یکی از نومید کننده ترین ویژگی اینان که عبارت باشد از:
زاء ـ مخرب بودن اینان : چه اینان ندانسته و به پیروی از خواسته هایی گاه سخت ابلهانه و ضداسلامی خویش، به مردم و به ایدئولوژی سیاسی مردم ظلم روا داشته اند.
قبل از اینکه به این مقال پایان دهم ضرورت تذکر این مسئله را شدیداً احساس میکنم که بنده خود شاهد حضور و همکاری عده ئی مؤمن پاکباز بدون غرض ورزیهای جاه طلبانه و سیاسی ولی ناآگاه در میان برخی از این گروهها بوده ام که شدیداً به آگاهی نیاز داشته و دارند.
ایمانم بر اینست که هر چند اینان از نظر ذهنیت اخلاقی پاکند، اما زمینه طوریست که ناآگاه به ناپاکی کشیده میشوند و هر آنگاه که آگاهی لازم بیابند و به وجود تضاد سیاسی ـ ایدئولوژیکی خویش با گروه معرفت حاصل کنند، خود را به گروهی اصیل و پیشرو ادغام خواهند کرد، و اما ویژگیهای دستۀ دوم.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.