سخن مدیر:

پنجم ـ واقع گرائی

بدون دیدگاه

این ویژگی که با اعراض از پندارگرائی در زمینه ها و ابعاد متنوع همراه می باشد، به صورتی طبیعی مانع از آن می شود تا عقده های متنوع و خودستیزیهای شرمبار کار فرزند آدمی را به آنجا کشاند که تن به ذلت واقع ستیزی داده، با خود، با لایه های بشکوه وجودی خود و با ظرفیت ها و امکانات علوی و معنوی خود برخوردی غیر واقع گرایانه داشته باشد. نفس این موضع گیری، او را وا خواهد داشت تا به عنوان موجودی که در خود « ارزشی وجودی » یافته؛ و این، « احترام » وی را نسبت به آن ارزش وجودی بیدار و فعال ساخته؛ و آندو، او را دلسوز و مسئول حفظ، گسترش و شکوفائی آن معرفی نموده، واقع گرائی پیشه ساخته و تمدن انسانی را در زمینه هائی بجوید و سراغ دهد که واقعاً با انسانیتِ او سرو کار دارند و نه در زمینه هائی که ـ واقعاً ـ انسانیت او را مورد تهدید قرار می دهند! زیرا که جستجو و سراغ دادنِ « تمدن واقعاً انسانی » از « ابزار » ولو که پیشرفته و مدرن، و در « ابزار »، ولو که شیک، نیرومند و زیبا، کاری « جز واقعیت ستیزی » ـ آنهم از جنس ستیز با واقعیت ذاتی، جوهری و انکارناپذیر خود و حقیقت علوی و هویت ربانی خود نتواند بود.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.