دسته‌ها
راز و رمز نویسندگی

پنجم ـ پیشینۀ وجودی تاریخی

یکی دیگر از وظایف نویسنده در امر تدوین متن نوشته توجه به پیشینۀ وجودی و تاریخی موضوع و در صورت لزوم ارکان و اجزاء آنست. در این رابطه، تحلیل گر متوجه: زمان پیدایش و مبدأ تکون رویداد و مسئله و… بوده، دقت می نماید تا بفهمد و بفهماند که:
پیدایش موضوع در چه موقعیتِ مثلاً فکری ـ اعم از عقیدتی و فلسفی و… ـ ؛ در چه موقعیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی رویداده است؟!
چه عواملی در تکوین، رشد، گسترش و… آن اثر داشته اند؟!
چه تأثیراتی بر ابعاد مختلف ـ اعم از اقتصادی، فرهنگی، زیستی و… داشته و چه پیامدها و نتایجی ـ اعم از مثبت و منفی ـ ببار آورده است؟
پدیده ها و مسایل همدوره و همزمان با وی، کدام بوده، چه نقش هایی داشته اند؟
چه کسانی از آن استقبال و جانبداری کرده اند و چه کسانی اعراض و دوری؟
آنهایی که از وجودش منتفع شده اند کیانند و باز چگونه و از چه راهی؟ و آنهایی که از آن ضرر و زیان کشیده اند کدام هایند و باز، چگونه و چقدر؟
در طول سرگذشت خود، موضوع، چه تحولاتی را پذیرفته است؟
چه آفت هایی، از سوی چه عواملی و در چه جهتی او را تهدید می کرده است؟ و غیره.
تذکری مهم ـ باید یادآور شد که: بسیار کم اتفاق می افتد که نویسنده موضوعی را مورد
تحلیل قرار دهد که لازم باشد در رابطۀ با پیشینۀ تاریخی او، به همۀ این موارد و نظایرش پرداخته و همه را تحلیل و ارزیابی نماید؛ بلکه در هر مقاله و نوشته یی، به تناسب حال و مقام (به تناسب موضوع) به یکی یا چندتای از این گونه موارد پرداخته می شود و بس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *