سخن مدیر:

پیامها و اثرها

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

    آنچه مسلم می باشد اینست که هر دیدار و نظری یک لذت ویژه دارد و یک اثر برجسته و کاملاً خاص. یعنی در همۀ مراتب و مواطن، هر نظر و دیداری تأثیری ویژه دارد و لذتی خاص؛ اگر انسان به کتاب نظر می افکند، به فکر امری و چیزی می افتد و لذتی می برد و اگر مثلاً به فلان گل و گیاه و میوۀ ویژه، به فکر امر و یا چیز دیگری؛ و این یعنی، رابطه ها و مواجهه ها پیامدار بوده و رابطه های دیگر و دریافت های دیگری را طراحی کرده و گاه تحقق می بخشند.
وقتی گلدستۀ مسجدی و یا گنبد مزار یکی از معصومین و یا امامزاده ها را مشاهده می کنیم، و یا حتی: به تصویر خانۀ کعبه و یا مرقد پیامبر اکرم(ص)در مدینۀ منوره نگاه می کنیم، با خود و با جهان برون از خود رابطه های کاملاً ویژه ئی برقرار می کنیم! زیرا: هر دیداری اثری دارد ویژه و لذتی کاملاً خاص! انسان مؤمنِ کامل از سرسبزیهای در و دشت و… اثر ویژه ئی را در می یابد و از مشاهدۀ «گنبد سبز» مسجدالنبی و مزار پیامبر اکرم(ص)اثر و لذتی دیگر!
حال، هر چه این موضوع مورد نظر، شریف تر و عزیزتر و لطیف تر و… تر باشد، نظر بدان هم به همان اندازه مؤثر و لذیذ است! و چون فاطمه(س)امری عزیزتر و شریف تر و… از محبوب واقعی نمی شناسد، از او، نظر به وجه او را تمنا می کند! و همین آرمان را، وجهۀ همت خود قرار داده و از طریق معرفی و تعلیمش، به پیروان دین پدر و ولایت شوهر و فرزندانش، آرمان قرار میدهد.
اینکه بعضی از عرفاء بزرگ که در مکتب فاطمه(س)و پدر و شوهر و فرزندانش(ع)پرورش یافته اند، چون با زبان هستی آشنائی پیدا کرده اند، به قدر استعداد و گنجایش وجودی خود، در هستی و جلوه های متنوع هستی چیزهای دیگری را می بینند و از هر کدام پیام ویژه ئی را می گیرند، بهمان دلیل است که نظر آنها به نور دیگری منور و مجهز می باشد.
به این فرمودۀ هوشربای قرآن توجه فرمائید: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ؛
کسیکه در خط ولایت الله، در جادۀ ولایت الله، در منطقۀ ولایت الله و در مملکت ولایت الله وارد ـ کرده ـ شد، زبان ولائی را یاد می گیرد.
چنانکه مثلاً وقتی بنده می خواهم متمکن به یکی از شهرهای کاملاً بومی، سنتی و… امریکای جنوبی گردم، آیا تا زبانشان را یاد نگیرم، می توانم با آنها و با فرهنگ و ادب آنها ارتباطی واقع یابانه و مؤثر برقرار دارم؟! ارتباطی که روح و جانمایۀ هستی آنها را برایم «دیداری» ساخته و نظر مرا به «ناپیداهای» مربوط به آنها آشنا و باز دارد؟!
و اگر بخواهم به هند و یا… باز باید زبان ویژه آنجا و آنها را بیاموزم! به هر حال، وقتی انسان در مملکت الهی و ولائی قرار گرفت، زبان ولایت را می فهمد! و در واقع، زبان ولایت را به او می فهمانند! و وقتی فهمانیدند ـ خوب دقت کنید ـ چون موجودات را در پرتو نور ولایت الله مشاهده کرده و با آنها ارتباطی ولائی برقرار می کند، با هر موجودی که مواجه می شود، با وی با زبان ولائی ارتباط برقرار می سازد!
و فاطمه(س)که خداوند تطهیرش فرموده و به دارالولایۀ ویژۀ خودش مستقر فرموده است، چون با نگاه ولایی به هستی نگاه کرده و چون، همۀ زیبائیها و والائیهای عالم ملک و ملکوت را دیدار کرده است، همۀ تجربه ها او را به این باور مجهز داشته است تا از خداوند بخواهد که: بار الها! اگر برای من چشم و دلی ناظر به حقایق وجودی عنایت فرمودی، من هم حیف میدانم تا آنها را جز به نظارۀ وجه تو بکار گرفته و مصرف نمایم!
و لذا، درخواست من آنست که نظرم را ـ اعم از نظر برونی و یا درونی ـ فقط متوجه و دریابندۀ وجه خودت بگردان؛ چرا که خود فرموده ای: کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ؛ و من نمی خواهم تا دیدۀ سر و سرم متوجه فناپذیرها بوده باشد! لذا، بر آنم تا جز به وجه کریم تو نظر نیفکنده باشم!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.