دسته‌ها
دریچه ای بر تمدن معنیدار

چهارم ـ برهانمندی

این ویژگی با رسیدن به عالیترین مراتبِ « یقین » و برخوردار شدن از کامل ترین ایمان نسبت به حقیقت الهیِ خویش، جهتِ استعلائی خویش، آرمانهای ربانی خویش و… همراه می باشد، هم متوجه آنست تا از طریق خردورزیهای ارزش محورانۀ خداگرایانه اثبات نماید که « تمدن انسانی » به واسطۀ داشتن قید انسانیِ خود، باید متوجه زمینه ها و اموری باشد که در نهایت « انسانیت » را به اوج شکوفائی، پویائی و دلارائی می رسانند؛
هم متوجه آنست تا با اقامۀ برهان ثابت کند که هر آنچه مانع تبلور گوهر انسانیِ « تمدن » است ـ ولو که در شرایط ویژه و از دیدگاهی خاص مفید هم تلقی شود ـ نمی تواند « تمدن واقعاً انسانی » را تبلور بخشد؛ و هم متوجه آنست تا با دقتی شایسته « ابزار، روشها و جهتِ تحقق آن تمدن » را به آزادگان معرفی نموده و از آنها بخواهد تا با مشارکت شایستۀ تحسین انگیز « گلستان انسانیت » را در اقلیم نگرشها و گرایشهای خود طراوت بخشایند.
آنچه در این رابطه بشدت قابل تأمل می باشد آنست که: این ویژگی به گونه ئی ذاتی و جوهری، با « وهم ستیزی، پندارگرائی و خیالبافی های پوچ منطق گریز » تلازم ضروری و جدائی ناپذیر دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *