سخن مدیر:

چهارم ـ کفر و کفران

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  لَقَدْ کَانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکَنِهِمْ آیَهٌ جَنَّتَانِ عَن یَمِینٍ وَ شِمَالٍ کُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ بَلْدَهٌ طَیِّبَهٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَیْهِمْ جَنَّتَیْنِ ذَوَاتَیْ أُکُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَیْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِیلٍ * ذَٰلِکَ جَزَیْنَاهُم بِمَا کَفَرُوا وَ هَلْ نُجَازِی إِلَّا الْکَفُورَ * سباء ۱۵ ـ ۱۷ .
« در دیار سبا دو باغ در یمین و یسار مردم را عبرت بود، از روزی پروردگارتان بخورید و شکر او را به جا آورید، شهری نیکو و پروردگاری آمرزنده. * آنها روی گرداندند و ما نیز سیل ویرانگر را بر آنها فرستادیم و دو باغشان را به نخلستان شورگز و اندکی سدر مبدل ساختیم. * این ناسپاسان را چنین جزا دادیم، آیا جز ناسپاسان را مجازات می کنیم؟ * »

      افزون بر آنچه از قرآن آوردیم، در روایات نیز نمونه های زیادی داریم که: هم دورانی بودنِ تمدنها را القاء می دارند؛ و هم، تأکید بر پندگیری و عبرت آموزی از زمینه های فلاکتبار، متلاشی سازنده و یا عزت بخش و… دارند، که ما برای گریز از حجیم شدن این بخش، فقط به ذکر چند مورد بسنده می داریم:
* عِبادَ اللهِ اِنَّ الدَّهرَ یَجری بِالباقینَ کَجَریِه بِالماضینَ. ما یَعُودُ ما قَد وَلّی مِنهُ وَ لایَبقی سَرمَداً ما فیهِ ، آخِرُ فِعالِه کَاَوَّلِه، مُتَشابِهَهٌ اُمُورُهُ، مُتَظاهِرَهٌ اَعلامُهُ. نهج البلاغه، خ: ۱۵۷
« بندگان خدا، روزگار همچنانکه بر پیشینیان حکومت کرد و جریان می یافت بر شما نیز حکومت خواهد کرد؛ آنچه از آن گذشته است باز نمی گردد و آنچه در آن قرار دارد جاودانه نمی ماند؛ آخرین کارش همانند اولین کار اوست، اعمال و رفتارش هم چون یکدیگر و نشانه های آن روشن و آشکار است. » ([۱])

    * وَ احذَرُو مانَزَلَ بِالاُمَمِ قَبلَکُم مِنَ المُثُلاتِ بِسُوءِ الاَفعالِ وَ ذَمیمِ الاَعمالِ، فَتَذَکَّرُوا فِی الخَیرِ وَ الشَّرِّ اَحوالَهُم وَ احذَرُو اَن تَکُونُوا اَمثالَهُم، فَاِذا تَفَکَّرتُم فی تَفاوُتِ حالِهِم فَاَلزَمُوا کُلَّ اَمرٍ لَزِمَتِ العِزَّهُ بَه شَأنَهُم وَ زاحَتِ الاَعداءُ لَهُ عَنهُم وَ مُدَّتِ العافِیَهُ بِه عَلَیهِم وَ انقادَتِ النِّعمَهُ لَهُ مَعَهُم وَ وَصَلَتُ الکَرامَهُ عَلَیهِ حَبلَهُم مِن الاِجتِنابِ لِلفُرقَهِ وَ اللّزُوم ِ لِلاُلفَهِ وَ الـتَّحاضَّ عَلَیها وَ التـَّواصِیَ بِها وَ اجتَنِبُوا کُلَّ اَمرٍ کَسَرَ فِقرَتَهُم…! نهج البلاغه، خ: ۱۹۲.
« از کیفرهایی که بر اثر عملکرد زشت و کارهای ناپسند بر امت های گذشته واقع شده است بر حذر باشید و فراز و نشیب زندگی و حالات آنها را در خوبی ها و مشکلات پیوسته به یاد آورید، مبادا که شما همانند آنها گردید. آنگاه که در تفاوت حال آنها بهنگامی که غرق در خوبی ها بودند و یا در کام بدی ها قرار داشتند تفکر کردید شما بدنبال عملکردی بروید که برای آنها عزت و عظمت و اقتدار آفرید. شرّ دشمنان را از آنان دور ساخت، باعث شد عافیت و سلامت بدانها روی آورد، نعمتها در اختیارشان قرار گیرد و کرامت و شخصیت باعث پیوند اجتماعی آنها شد؛ یعنی از تفرقه و پراکندگی پرهیز کردند و بر الفت و همگامی و یکپارچگی همت گماشتند و همدیگر را بر آن توصیه و ترغیب کردند. بنابراین، از
هر کاری که ستون فقرات آنها را در هم شکست و قدرتشان را سست کرد اجتناب ورزید… » ([۲])

      * وَ اِنَّ لَکُم فِی القُرُونِ السّالِفَهُ لَعِبرَهٌ: اَینَ العَمالِقَهُ وَ اَبناءَ العَمالِقَهِ؟ اَینَ الفَراعِنَهُ وَ اَبناءُ الفَراعِنَهِ؟ اَینَ اَصحابُ مَدائِنِ الرَّسِّ الَّذینَ قَتَلُوا النـَّبِیّینَ وَ اَطفَوءُ وَ اسنُنَ المُرسَلینَ وَ اَحیُوا سُنَنَ الجَبّارینَ؟ اَینَ الَّذینَ سارُوا بِالجُیُوشِ وَ هَزَمُوا بِالاُلُوفِ وَ عَسکَرُوا العَساکِرَ وَ مَدَّنُوا المَدائِنَ. نهج البلاغه، خ: ۱۸۲.
« برای شما در تاریخ قرون و اعصار گذشته درسهای عبرت انگیز بسیاری وجود دارد. بیاندیشید که کُجایند عمالقه؟ کجایند فرزندان آنها؟ کجا هستند فرعونها و نسل آنها؟ کجایند اصحاب شهرهای رسّ، همان هایی که پیامبران خود را کشتند و مشعل های پرفروغ سنن آنها را خاموش کردند و راه و رسم ستمکاران و جباران را زنده ساختند کجایند؟ کجایند آنهائی که با لشکرهای گران براه افتادند و اجتماعات را هزیمت دادند، سپاهیان بسیار گرد آوردند و شهرها به پا داشتند؟ »([۳])

      * وَ اعتَبِرُوا بِما قَد رَاَیتُم مِن مَصارعَ القُرُونِ قَبلَکُم قَد تَزایَلَت اَوصالَهُم وَ زالَت اَبصارُهُم وَ اَسماعُهُم وَ ذَهَبَ شَرَفَهُم وَ عِزَّهُم وَ انقَطَعَ سُرُوُهُم وَ نَعیمُهُم. نهج البلاغه، خ: ۱۶۱.
« مردم، از آنچه در میدانهای نابودی قرون پیشین دیده اید، عبرت گیرید؛ از آن جوامعی که پیوندهای اعضایشان گسسته، چشم و گوشهای آنها نابود شده، شرافتمندی و اقتدار و عزت آنها بر باد رفته، و نعمت و سرور و شادی آنها منقطع گردیده است، آری از آنها عبرت گیرید. » ([۴])

        حال بر پایۀ بینشی که آیات و روایات یاد شده القاء می نمایند، شایسته آن می نماید تا با همۀ باورمان از این واقعیت پذیرائی نمائیم که: دوران تمدن اسلامی همان دورانی است که در پرتو لطف و توفیقات الهی، تلاشهای پیامبر اکرم (ص) و ایمانِ دلباختگان به معشوق ازلی، دورۀ انسان سازی و هویت پردازی به شکلی شگفتی زای و هوشربا آغاز شده و از بادیه نشینانی ساده ابوذر می سازد و عمّار؛ میثم می سازد و مقداد؛ اهل صفه می سازد تا پیام تمدنی عشق بنیاد را بر صحایف تاریخ آدمیت و اوراق پُر از افتخار حیات فرزند آدمی با نور عرفان و اخلاص بنگارد.
مخلصانِ پا بر سر دنیا نهاده ئی می سازد که ایثار و شجاعت و جانبازی را معنا و شکوهی تازه می بخشند.
دورانی که پیشتر از ساختن و آفریدن هر چیزی، آدم ـ و بگو، پاکی، برادری، راستی، صفا، ایثار، کرم، شجاعت، عفت، اخلاص، معرفت، تقوی، همدلی، آزادگی، امنیت و عشق ـ ساخته می شود تا بودنِ انسان را جهت، و جهتِ او را معنا، و معنای او را شکوه و جاذبه ای خدائی بخشد و خود را در حضور خدای خود و در کنار محبوب خود مشاهده کند؛ تا از خود بیگانه، از حقیقت خویش غایب، از روحِ الهیِ خویش دور و… نباشد؛ تا عرفان و عشق حکومت نوازشگرانۀ خود را در سرتاسر پهنۀ زندگانی بگسترانند و عاشقِ راستین مکاشفِ مشاهده، با معشوق، در معاشقه و مغازله ئی هوشربا و مستدام بسر برد! و نه دورانی که شاهان پست و پستی جوی، با پشت کردن به حقیقت قرآن و به همۀ آنچه آرزوی تحققش را همۀ خدایان عاشق نالیده و می نالند، کاخهای گِلی را به نمایش می گذارند و ساق و سرین ساقیان غفلت باخته و مطربان حیا پشت سر انداخته ناپاک را!
بیشترِ بچه مسلمانهائی که ـ تحت تأثیر القاآت مستشرقین ـ دوران خلفای عباسی را دوران مشعشع تمدن اسلامی پنداشته اند، و « وفور نعم مادی » و « نهضت تلاش و ترجمۀ علمی » را گواه خود می پندارند، متأسفانه از این واقعیت غافل مانده اند که: این « وفور نعم مادیِ محصور در دربارهای شرارتزای شرم آور، و گاهی محصور در پایتخت های معنویت باختۀ آراسته ظاهر »، با چه مایه از ظلم و ستم و استثمار و فقر و بدبختی و فلاکت و بی نوائی مردمی که صدایشان به جائی نمی رسیده است تا مورخی آنرا ثبت کند، همراه بوده و فراچنگ آمده است؟! هر چند اگر همان مقدار ناچیزی را هم که برخی از تاریخ نگاران ثبت کرده اند ـ که شاید یکهزارم آنچه واقعاً رویداده بوده است نباشد ـ با آنچه در پایتخت ها و دربارها حضور داشته، مورد مقایسه قرار دهند، حتماً شرمشان خواهد آمد تا از وفور نعمت و تمدن و… دم بر بیاورند.
در مورد نهضت علمی نیز باید این واقعیت را پذیرفت که: اولاً این نهضت نتیجۀ زحمات و تلاشهای امامان و دست پروردگان آنها بوده است؛ آنهم نه در رابطه با شاخه هائی از علوم، بلکه در کلیۀ ابعاد و از جمله در علوم دقیقه ئی که حتی امروز، توجه به گوشه هائی از آنها خرد را حیران می سازد؛ و تاریخ علوم اسلامی گواه این واقعیت.

       و ثانیاً عباسیان نهضت ترجمه را اولاً، برای مقابله با علوم امامان، بی رنگ کردنِ حوزۀ وسیع دانش آنها، علم ساختن شاخه ها و زمینه هائی علمی در برابر زمینه های مورد توجه و اقبال آنها، و در نتیجه: پائین آوردن ابهت و جلال علمی امامان پشتیبانی می کردند؛ نه عالم ساختنِ مردم و با خبر نمودنِ آنان از علوم دنیای آن روز، و ثانیاً، برای سرگرم ساختن مردم به جدلهائی شبه علمی، فلسفی، کلامی، و غیره تا خود…!
پایان این بخش را اختصاص می دهیم به ذکر فهرست وار برخی از ویژگیهای سنن تغییر ناپذیر حاکم بر سرنوشت تمدنها. باورِ ما بر اینست که این سنن از این ویژگیها برخوردار می باشند:
۱ ـ ماورائی بودن؛ یعنی ذاتاً ماورائی اند.
۲ ـ ایدئولوژیک بودن؛ یعنی ذاتاً ایمان محور اند.
۳ ـ ارزشمندی و ارزش محوری؛
۴ ـ عمل طلبی؛
۵ ـ تعبدی اند؛
۶ ـ اخلاص جوئی؛
۷ ـ همگامی با منطق هستی و خلقت؛
۸ ـ هم جهتی با رشد، آزادی، عزت، آرامش، محبت و…؛
۹ ـ فراروندگی و استعلائی بودن؛
۱۰ ـ داشتن ضمانت اجراء تحقق باطنی؛
۱۱ ـ منتج و مثمر بودن؛
۱۲ ـ پیوند محوری؛ چه ذاتاً فرافردی بوده و حتماً در پیوند با غیر گرونده و عامل می باشند؛
۱۳ ـ فرا زمانی ـ فرامکانی؛ ماندگار و بی مرگ بودن؛
۱۴ ـ شدنی و معنیدار بودن؛
۱۵ ـ ریشه و ثمرِ اینجائی ـ آنجائی داشتن؛ و غیره.



[۱] ـ به نقل از: ظهور و سقوط تمدن ها از دیدگاه قرآن، ص ۲۱۴.

[۲] ـ به نقل از: ظهور و سقوط تمدن ها از دیدگاه قرآن، ص۲۱۵ .

[۳] ـ به نقل از: ظهور و سقوط تمدن ها از دیدگاه قرآن، ص ۴۴.

[۴] ـ به نقل از: ظهور و سقوط تمدن ها از دیدگاه قرآن، ص ۴۴.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.