سخن مدیر:

گوهربینی

بدون دیدگاه

مقدمتاً باید اشاره نمایم که ما، در یک تقسیم بندی کُلی و فراگیر، دو نوع و یا دو مرتبۀ نگرش داریم؛
نگرشی سطحی داریم که بیشتر به قوای حاسه بر می گردد و گاهی هم به قوۀ عاقله؛ مثلاً گاهیکه قوۀ باصره با حروف و کلمات آشنا بوده، کتابی ـ مانند قرآن ـ را جلوی چشم خود قرار می دهیم و کلمات و جملات را می خوانیم، آیه اینست که: نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا…
چشم های ما کلمات را می بیند و می شناسد و از سایر کلمه ها هم فرق میدارد.
حال، اگر از ما پرسیده شود که: نَحْنُ قَسَمْنَا… یعنی چه؟! چون معادلهای این حروف و کلمات را در زبان خود داشته و میدانیم، مثلاً می گوئیم که خداوند فرموده است:
«ما هستیم که در دنیا رزق و روزی شما را، آنچنانکه شایسته است تقسیم می کنیم!» بعد اگر ظریفی متّه به خشخاش نهاده و بپرسد که: یعنی چه؟! می گوئیم یعنی اینکه: خدا روزی رسان می باشد!
باید به عرض برسانم که وقتی فاطمه(س) این درخواست را، به عنوان «آرمانی برین» به بارگاه حضرت مطرح ساخته و از او تمنا میدارد که: وَ تَبَصُّراً فی کِتٰابِکَ! این مرحلۀ از نگرش و دانش و فهم کتاب خداوند را نمی طلبد! چرا که: این مرتبه را هم سالمندانِ کودک دارا می باشند و هم بچه های از بزرگترها شنیده!
فاطمه(س)نه می خواهد تا ما فقط قرآن خوان بشویم و نه هم می خواهد تا ماها فقط معانیِ الفاظ و حروف این کتاب را بفهمیم! بلکه بر آنست تا ما «روح و حقیقتِ قرآن» ببینیم!
معنای اینکه قرآن را ببینیم آنست که: وقتی فهمیدیم که این کلمات ـ و یا این آیه ـ دارای چه حقیقت و روحی می باشد، با همۀ وجود هم از «خود» سلب اراده ـ و تطهیر ارادی، به مفهوم عدم تقابل در برابر ارادۀ الهی ـ نمائیم! و هم، از دیگران چشم امید برگیریم! و یقین کنیم که «خدا» روزی را می رساند و نه مغازه!
زیرا مراد آنست که: من ببینم ـ و نه اینکه فقط ناشیانه بدانم که ـ این خداست که روزی را می رساند! این خداست که «سیر»مان میدارد! این خداست که عالممان ساخته و از جهل بیرون می کند! این خداست که آزادگی، آرامش، امنیت و عزت برای ما هدیه میدارد و نه دولتهای بیگانه!
این خداست که به ما احترام و کرامت عنایت می فرماید و نه سرمایه و ریاست و شهرت و… ! مطلب اینست که اینها را، از طریق بینش و بصیرت و کشفِ حضوری ببینیم!
به چنین حالتی ـ که هم ته و ژرفای قضیه دیده می شود و هم از غیر ـ کُلاً ـ نفی امید می شود می گویند: «بصیرت»! که معادل آن در زبان پارسی «بینش» می باشد.
در واقع، هدف و آرزوی فاطمه(س)وقتی می فرماید: وَ تَبَصُّراً فی کِتٰابِکَ! اینست که ما با قرآن، اینگونه آشنا شویم!
می خواهد تا ماها به حقیقت و گوهر آیه های قرآنی «بینائیِ مکاشفانه» پیدا کنیم! تنها متوجه وجود لفظی و کتبی قرآن نبوده، تنها به فهم لفظی اکتفا نکرده، بلکه جواهر و حقایق نوری آنرا کشف نمائیم.
حال اگر، پرسیده شود که چرا به چنین آرمانی روی کرده ای؟! یک پاسخ این تواند بود که: تا خود و نیروهای خود را وقف کسب و رسیدنِ به همان حقایق و جواهر سازم! ولی اگر پرسنده باز هم بگوید: تا چه شود؟! پاسخ این می باشد که:
تا از خود، به عنوان مسلمانِ فراری از کسر و نقص و فساد و…؛
به عنوان کسیکه سرش را فقط در برابر قرآن فرود آورده و تسلیمش شده؛
به عنوان عاشقی که دلش را بر آستانۀ دلدار حقیقی کشانیده؛
به عنوان کسیکه می خواهد فهم و عقل و بینش خودش را قرآنی و قرآن مدار سازد؛ و بگذارید تا کُفر بگویم:
به عنوان کسیکه می خواهد تا از خود «قرآن عملی و عینی» بسازد، تا دیگر فقط فردی از افراد معمولی جامعه نبوده، بلکه به عنوان موجودی تقرر و حضور یابد که: هرگاه کسی او را دید، انگار قرآنی پویا، قرآنی زنده و هدایتگر را دیده باشد!
اگر از او می شنود، انگار که از قرآن شنیده باشد! و اگر روشن و بیدار و پویا و آزاد و آرام می شود، در واقع از قرآن شده باشد!

برای اینکه از خود «قرآنی» پویا، زنده، کُنشگر، آزاد کننده، روشنگر و آرامش بخش بسازم! تا دیگر ما، نه ما، باشیم؛ بلکه به جای ما قرآن نفس کشد، نگاه کند و ببالد و ببالاند و… !

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.