سخن مدیر:

گوهر یگانگی – برهانی ملموس

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  از منظر زبانشناسی کاربردی، نفسِ ترکیبِ «همسر([۱])+ گرایی» می رساند که این فعل ـ اگرش مسامحتاً بتوان فعل نامید، منتها به عنوان یک روش ـ گزینشِ یک چیز، خواه شیئی و خواه فراشیئی و از جنس امور غیرمادی، نمی باشد؛ چرا که در امر «گزینش» حداقل باید سه امر (گزینشگر، فعل ِگزینش و گزیده شده) تحقق پیدا کنند. و این، مؤید آنست که گزینش گر، نقش محوری داشته و گزیده شده، اصالت و موضع محوری خود را ـ به نفع موضعی ابزاری ـ از دست می دهد! و این یعنی: «او برای» این! و این، خلاف منطق ذاتیِ، حیاتی و متناقض با منطق همسرگرایی است. چرا که در این امر، اگر گزینشی هم در کار باشد «گزینش رهایی» از گزینش است. زیرا که نفس عمل در واقع، بخشیدن است([۲])؛ پرکردن است، غنی و سرشار و شاداب و سرافراز کردن است؛ بر خود دیده بستن است؛ از خود مالکیت زدائی کردن و بلکه به مفهومی کاملاً ویژه، هستی زدایی کردن است برای تحقق هستی و هویتی برتر!
به عبارتی ویژه، همسرگرائی گونۀ کاملاً خاص و معینی از فراروی است که در صقع امر استعلا ـ وقتی در کمال پویائی قرار دارد ـ و فرا رفتن قرار گرفته است. لذا هر وقت بخواهیم تا آن را مورد تحلیل و تفسیر بیانی قرار دهیم، نه تنها باید از خودِ آن برون شویم و فاصله بگیریم، بلکه لازم است تا از مرتبۀ بالا و والائی که بساطتِ وجودی او قرار دارد فرود آمده و با کمک دستگاه مفهوم سازی و قالب پردازی های مربوط به تفکر و سپس زبان، او را در قالب افکار و عبارات محبوس و محدود نمائیم. روشن است که این، هرگز آن ـ به مفهوم دقیق کلمه ـ نتواند بود.

     به هر حال، همسرگرای تعالیجوی به دلیل اینکه: از سوئی خود را به عنوان انسان (= موجودی برتر) شناخته و بر امکانات وجودی، ظرفیت های بی بدیل علوی و استعدادهای بشکوه فراطبیعی خود آگاهی داشته؛ و از دیگر سوی: چون با پی آمدهای بسیار گرانسنگِ گرایش به این ظرفیت ها و پی آمدها و بکارگیری این استعدادها و… آشنائی بهم رسانیده و خود را با جهت شکوفائی و معنیدار منطق حیات باهمی همسو نموده است، تلاش می کنند تا بطور مداوم تسلیم اصلِ برکتبار منطقِ تعالی حیات و بناگریز، اصل فراکشانندۀ همسرگرائی باشد. چرا که باورمند است: قانونمندی این منطق، ضامن اصلِ فراکشانندۀ حیات و هویت، آن هم تا رسیدن به مرتبۀ یگانگی و بهره وریهای چند ساحتی، از ظرفیت ها و امکانات موجود در این امر بوده، انسان را از لغزیدن به دام زیانها، دلهره ها، تنهائیها و… صیانت می کند. و این یعنی از مسیر کمال خود استقبال کردن، از شکوفاییِ امنیت خود دفاع کردن؛ شادابی و نشاط وجودی خود را آبیاری کردن، گسترش و ژرفابخشی و بالندگی و آرامش همه جانبۀ خود یاری رسانیدن.

     اگر آنچه را آمد، مبین منطق درونی و وجودی این امر به حساب بیاوریم، باید با همۀ وجود اذعان نمائیم که: هرگاه فردی در جهت خلاف این منطق و احکام تعارف نابردارش عمل کرده و مثلاً بخواهد فقط خود را ـ به عنوان یکطرفِ این امر هستیمند ـ بجای متن و نفسِ اصل پیوند گذاشته و یا چیزی غیر از متنِ غنابخش و معنی دهندۀ پیوند را هدف قرار دهد، در واقع، عملاً در مسیر جدایی، بیگانگی، تجزیه، تخریب و تلاشی عمل خواهد کرد! و این را آفتهای بیشماری در حوزه های گوناگون می باشد که همه، با برخی از مظاهر نفرت انگیزش آشنائی دارند.



[۱]ـ هم+ سر+ گرایی.

[۲]ـ آن هم بخشیدن خویش به عنوان یک طرف آن کلِّّ یگانه ساز!

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.