دسته‌ها
دریچه ای بر تمدن معنیدار

یکم ـ استعلائی بودن

مراد از این ویژگی، داشتن توجه و حساسیت جدی و گرایش قوی است، نسبت به هویتِ ربانی و روح الهی انسان، و تلاش در جهت شکوفائی او و هر آنچه مربوط به اوست. قرار گرفتن در جریان این ویژگی، به طور عملی و جدی، با رها کردن آگاهانۀ گذشته ـ اعم از گذشتۀ فرهنگی، سیاسی، اخلاقی، عرفانی و ایمانی ـ با همۀ امتیازهای موجودِ در آنها، همراه می باشد. چرا که نفس این ویژگی رو به رشد و علو و فراروی داشته، و در هر مقطعی از مراحل، گذشته را شایستۀ خود نمی شمارد. اینکه در معارف الهی ما آنهمه تأکید شده است که: دو روز یک فرد مسلمان و یا مؤمن نباید ـ از نظر رشد ـ با هم مساوی بوده، بلکه شایسته است تا هر روز حیاتش برتر از روز پیش باشد، ناظرِ به همین جنبه و ویژگی می باشد.
این ویژگی ـ چنانکه از واژه هایش پیداست ـ مؤید آن می باشد که: نه تنها جهتِ تمدن معنادار « ابزاری » نبوده و هرگونه « ابزار محوری » را که بخواهد انسان را در استخدام خویش در آورده و جهت نگرشها و گرایشهای « حبّی ـ عبادی » او را از حق معطوف به غیر دارد، انکار و ابطال می کند، که بر آنست تا جهت رشد، گسترش و شکوفائی مستمر را متوجه روح الهی انسان ساخته، و از وی چیزی بسازد و ارائه دارد که مورد پسند خالق هستی باشد.

     به دیگر سخن، این ویژگی حاکی از آنست که توسعه و تکامل باید و شاید تا متوجه هویت الهی و استعدادهای درونذات ربانی انسان باشد و نه آنچه از فرآورده ها و دست ساخته هائی که متعلق به اوست! تا بتواند که:
اولاً، آدمی زاده را به عنوان خلیفه و جانشین خدا، به کمال ذاتی و شایستۀ وی برساند؛
ثانیاً، فطرتش را ـ از طریق غنا و کمال بخشیدن ـ ارضاء کرده و او را از تشنگی و احساس « فقر وجودی » برهاند؛
ثالثاً، شادابی و کمالِ جاودانگی حیات او را ضمانت نماید؛
رابعاً، سعادت، عزت، آزادگی و آرامشِ پاینده، تکاملی و ارزشبار او را تضمین کرده و همیشه شکوفا داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *