دسته‌ها
دریچه ای بر تمدن معنیدار

یکم ـ عدم شناخت عمیق انسان

ریشه ئی ترین علتی که باعث شده است تا عده ئی میان تمدن واقعی و فن سالاری تمیز قایل نشده و هر جا امکانات مادی را تلمبار یافته و مردم را ـ به هر شکل و به هر نحو، ولو که بیمارگونه، احمقانه، و خودستیزانه ـ از آنها برخوردار دیدند، آنرا « تمدن » لقب دهند، اینست که: اینان واقعاً « انسان واقعی » را نشناخته و مؤلفه های وجودی و ذاتیِ او را از عوارضِ مشترک حیوانی وی بازنشناخته و ممتاز نساخته اند؛
موقعیت وجودی او را در عالم امکان درنیافته و نسبت به شرافت و مرتبت وجودی او ناآشنا مانده اند؛
ظرفیت ها و امکانات هستی محور و فراروندۀ او را شناسائی نکرده و از ظرفیتها و امکانات بهیمی وی تمیز نداده اند؛
با مایه های کمال و تعالیِ او آشنائی و انسی لازم را بهم نرسانیده اند؛
به آنچه کمال، شرافت و عزت واقعی او را متبلور ساخته و بقای بشکوه، محوریت پر جلال و غنای ربانی او را ـ هم در قبال غیر انسانها و هم در برابر ساخته های دست خود او ـ تضمین می کند، آگاهی ندارند؛
با عواملی که توجه و اقبال عملی به آنها ذاتاً و بطور ضروری نافی حقارت، اسارت و احساس ناامنی های متنوع و اضطرابهای خجالتبار او بوده و عملاً غنا و کمالِ وجودی، آزادی معنادار و آرامش استعلائی او را تحقق می بخشند، بیگانه مانده اند؛

    با نگرشها و گرایشها، موقعیت ها، ابزار و سرمایه هائی که هویت الهی او را شکل و رنگِ پر کشش و هوشربا بخشیده و عزت و آرامش مینوی او را به نمایش می گذراند، کاملاً  ناآشنایند؛ و دهها مورد دیگر!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *