سخن مدیر:

۱ ـ اخلاق در دورۀ قبل از اسلام

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

  در پرتو آنچه از بررسیهای تاریخی بر میآید، میتوانیم به این حقیقت پی ببریم که اخلاق سیاسی حاکم بر این مردم، حتی در آن زمان که زرتشت ظهور میکند و از مذهب تازه دم میزند، اخلاق طبقاتی میباشد.

      این حقیقت در نخستین برخورد، انسان را نسبت به مسئلۀ ارائه داده شده متأسف ساخته و گاه هم نسبت به نگارندۀ این اعتقاد مردد، خواهد ساخت؛ لیکن اگر از شتابزدگی در تحقیق گذشته باشیم، با اعتقاد باینکه اساس اندیشه های زرتشت را، پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، تشکیل میدهد، و چون این مکتب با تکیه به اخلاق استوار بوده و در زمینۀ اجتماعی کمتر به خشونت و احیاناً زمینه های آن رویکرده و تجویزشان میکند، و از جانبی چون اساس اخلاق سیاسی این مردم با نظام شاهی و درباری در تضاد و تخاصم قرار ندارد، و باز با اعتقاد به اینکه نظام درباری و شاهی نمی تواند نظام مردمی بوده باشد، در می یابیم که اخلاق سیاسی حاکم بر سرنوشت ملت چه قبل از زرتشت و چه بعد از ظهور این پیامبر، مبتنی بر اخلاق طبقاتی میباشد.
اصولاً درین دوره، ما تاریخی، جز تاریخ شاهی و سیاستی جز سیاست درباری و اخلاقی جز اخلاق زورپرستانه را نمی توانیم سراغ نمائیم.

      این نکته را همین جا تذکر دهم که برخی از واقعه نگاران، با برخورد به این مسئله که دیده اند و یا شنیده اند که شاهان و درباریان، گاه از طبقات پائین جامعه برخاسته و پس از مجاهدتهای زیاد به حکمروائی رسیده اند، پنداشته اند که نظامشان از ویژگیهای یک نظام مردمی برخوردار بوده است، اشتباهی است که از خلط دو موضوع جداگانه ولی نزدیک بهم پایه گرفته است، بدین معنی که برخاسته بودن از میان مردم را با نظام حافظ حقوق مردم، ملازم شمرده و بدین عقیده پناه برده اند که هر فرد عامی، پشتیبان نظام عادلانۀ مردمی است! در حالیکه نظام و روابطی که بر نظام مردمی میتواند حاکم باشد غیر از روابط و شرایطی است که بر حیات فردی و یا اجتماعی توده مردم حاکم بوده است.
لذا در همین دورۀ از تاریخ، ما شاهد قبیله گرائی و نژادپرستی های منحطی می باشیم که بیانگر برتری جوئی ها و مقام طلبی های نژاد آریایی میباشد. این اخلاق سیاسی خواهی نخواهی، روابط ظالمانه ای را برین ملت تحمیل داشته است که قسماً آن را در روابط ظالمانۀ طبقاتی زاده از وضع اقتصادی و قسماً در روابط غیر انسانی و طبقاتی فرهنگی مشاهده میکنیم.
روابط ظالمانۀ این دوره از تاریخ سیاسی این ملت تا آنجاست که ما به تبارهایی از خون مقدس و در طرف دیگر به تبارهایی از خون نجس برمیخوریم. پیروی از عقیده ئی این همه مبتذل و غیر انسانی در بطن خود اخلاق سیاسی یی را رشد میدهد که براساس آن اخلاق، یک طبقۀ ویژۀ اجتماعی نمی تواند از طبقه ویژه دیگر اجتماعی تقاضای ازدواج نماید! اگر چه درین رابطه سوزنده تمایلات عشق آلودی وجود داشته باشد که فرایند این عدم امکان را به نابودی طرفین بکشاند.
لذا اخلاق سیاسی این ملت درین دوره صرف نظر از ویژگیهای مثبت و منفی آن گاه در میهمان نوازیها، ایثارها، مردانگیها، و از خود گذریها و زمانی در تبارگرائی ها، دشمنیهای خانوادگی و خود برتربینی ها تبارز میکند. از اینرو آن را اخلاقی بیشتر متأثر از روابط قومی و احیاناً اجتماعی می یابیم تا اخلاقی مبتنی بر مکتبی الهی.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.