سخن مدیر:

۱ ـ عدم رشد تفکر الهی مردم:

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

   شورانگیزترین، تکامل بخش ترین، اعجاب انگیزترین، هراسبارترین، طاقت سوز ترین، شکیبائی خواه ترین، تحرک بخش ترین، رشد دهنده ترین، پهنه مندترین، ژرفابخش ترین و… ترین، ویژگی و نیز، عامل بازدارندۀ رشد اندیشه های سیاسی مکتب اسلام را در افغانستان باید در همین مورد به تحقیق نشست.
اندیشۀ سیاسی اسلامی در بلندای کمال تفکرات سیاسی انسانی قرار داشته و جز مردترین مردها و عاشق ترین انسانها و عارف ترین صوفیها و جانبازترین ایثارگران و عدالت جوترین عادلان و مجاهدترین مهاجران و عالم ترین اندیشمندان و با تقویجترین اخلاق مردان، هر بی سروپای هوسجوی شهرت طلب و خودگرای که گاه خود بت خویشتن پرستد، و گاه درپای هوسی به سجده عبادت افتد، از عهدۀ پیروی و تحقق آن برآمده نمیتواند و این حقیقتی است که زبان قرآن نیز آنرا بگونۀ ژرف و بلندی تذکر داده است که «وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ»([۱]) چه معنای درست شکران و سپاسگزاری آنگاه متبلور و متجسم می شودکه «عبد» همۀ امکانات زاده از نعمتهای الهی را در جهت تحقق بخشیدن به اوامر خدائی که همان تحقق ارزشهای فطری و الهی ست به کار بندد و چون کمتراند آنانیکه چنین کنند، خداوند نیز از قلب اینان سخن رانده است.
موضوع الهی بودن مکتب مسئلۀ ساده ئی نیست که بتوان با تسامح از آن گذشت، چه ژرفای مسئله را وقتی می شود بهتر به درک نشست که این ویژگی را در بطن همۀ روابط سیاسی، اجتماعی و انسانی و حاکم بر همۀ این روابط و شیرازه بند مجموعۀ روابط انسانی این مکتب قرار داد.
اینجاست که پناه بردن به خواب هم رنگ دیگری داشته و از روابط و ضوابط و اصول ویژه ئی برخوردار خواهد بود. درین زمینه شخص نمیتواند در رابطه با خود و تمایلات و مناسبات حاکم بر زندگی و سرنوشت خود به پندار نشیند.
بررسی کامل مسئلۀ «الهی بودن فرهنگ» در حوصلۀ این نوشتۀ کوچک نمی باشد؛ از جانبی، دیگرانی اندیشمند و مؤمن گوشه هایی از این ویژگی را به تحلیل و تفسیر نشسته و کتابهائی ارزنده تحویل جامعۀ بشری داده اند و آنچه ما از این ویژگی می خواهیم ارائه دهیم، موضوعی ست که بر آن است تا این ویژگی را بعنوان موضوعی بیان دارد که در خور اندیشه های بلند و والا بوده و الهی بودن این ویژگی خود، جویندۀ مسیری الهی، حرکتی الهی، هدف الهی و نمودار سازندۀ ارزشهای الهی، میباشد.
برای رفع اشتباه احتمالی مبنی بر اینکه شاید عده یی اندیشه جهای سیاسی اسلام را ویژۀ ابرمردانی نادر و تافته هایی جدابافته پنداشته خصوصیت همگانی بودن آنرا بدست کم گرفته و خود اندیشه را بعنوان عامل اصلی بپندارند، تذکر این نکته را واجب شمردیم که وقتی مسئله را در رابطه با علل بازدارندۀ رشد، مورد نظر قرار میدهیم، در حقیقت میخواهیم هشداری داده باشیم کسانی را که در خواب غفلت بوده و از این اندیشۀ والا جهت رسیدن و رسانیدن به مکارم و کمالات انسانی استفاده نکرده و با مهیا نساختن زمینۀ تحقق و رشد این اندیشۀ الهی مانعی در راه تبلور عملی آن در جامعه شده اند. چه اگر فرض را برین محال مضحک بگذاریم که اندیشۀ اسلامی نسبت شدت تعالی اش از دسترس مردم دور است بهتر آن خواهد بود که نام این مکتب را با اینگونه دوستی های تخدیر کننده و خفتجبار به فراموشی نسپاریم.
وقتی میگوئیم اندیشه های سیاسی اسلام ژرف و بلند و… میباشد بر آن نیستیم تا آن را ناممکن و دور از دسترس عموم جلوه دهیم؛ بلکه در جهت عکس، میخواهیم عدم رشد روحانییِ مردم را نمودار ساخته و با بیان ایجابی موضوع که الهی بودن سیاست مکتبی باشد، از پدیدۀ کم رشدی اخلاق الهی مردم بعنوان علت عدم رسیدن این ملت به حاکمیت سیاسی اسلام یاد کرده باشیم.



[۱]ـ سورۀ سباء، آیۀ ۱۳.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.