سخن مدیر:

شرح دعای اول صحیفه سجادیه (جلسه نهم)

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

شرح دعای اول صحیفه سجادیه

شرح دعای اول صحیفه سجادیه (جلسه نهم)
برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید
حجم: ۱۵ مگابایت
برای دانلود مجموعه کامل شرح صحیفه سجادیه (با حجم ۳ گیگابایت) روی لینک زیر کلیک کنید
این متن کاملا خام است و جهت جستجوی متنی گذاشته شده است.
صحیفه سجادیه جلد اول بخش نهم

اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین الحمد الله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی الولا ان هدانا الله الحمد الله الذی یحسب العباده معرفته هم له الا ما ابائهم من مننهم متسادعه و اسبق علیهم من معنهم متحاربه متسرفو فی منه من نه فی یهمده یتوسله فی الرزقه و لم یشکرون و لو کانو فی الذلک لفرجو من حدود الانسانیت الا حد الزخیمیه و کانو کما وسط فی المؤطن کفاله انهم الا کلانعام بل هم تزلو سبیلا.

در ادامۀ گواه اول صحیفه پس از آنچه آمد حضرت سجاد (ع) یک مسئلۀ بسیار مهم تأمل انگیز عمیق و به عبارتی بی نظیر را مطرح می کند و ضمن حمدی که نسبت به حضرت حق ادا می نماید آنرا چنین بیان می کند ستایش خدای را سپاس پروردگاری را که اگر بواسطۀ بخشش های پی در پی اش و نعمت های گوناگون و دیدنی اش انسان را از معرفت حمد خویش از شناخت ستایش خویش منع می نمود این انسان بواسطۀ اطلاع به این نعمات و بخشش ها بخشش هایش را صرف می کرد و حمدش را به جای نمی آورد توطئه و گشایش روزی اش را استفاده می کرد اما شکر نعمت هایش را ادا نمی نمود بعد به دنبالش می فرماید و لو کانو کذلک و اگر انسانی یا جمعیتی انسانی چنین شوند یعنی نعمت حق را استفاده کنند و صرف کنند و حمد حق به جای نیاورند و بخشش های الهی را استفاده ببرند اما شکر آن بخشش ها را بجای نیاورند و لو کانو کذلک چیکار می شود لخرجو من حدوداً انسانیت الا حد البهیمیه حتماً محققاً یقیناً بدون انکار از حدود انسانی از حوزۀ آدمیت خارج شده و در چوکات حیوانیت قرار می گیرند و این همان وصفیست که خداوند علی و اعلی در کتابش فرموده است که این دستۀ از انسانها انهم الا کلانعام بل هم تزلو سبیلا اینان نیستند مگر حیوانات نه حیوانات هم نیستند بلکه پست تر از حیوانات هستند بحث این بخش از این دعای مبارکه یک بحث ریشه ئی است ریشه ئی به این واسطه هست که تهداب انسانیت را ذکر می کند و طرق رسیدن به انسانیت را هم بیان می کند در واقع جوهر وجودی انسان را تبارز می دهد و با همین جملۀ بسیار کوتاه اساس و تهداب انسانیت را می ریزد از دیدگاه دیگری این بحث یک بحث فراتاریخ است به این معنا که مربوط به یک دورۀ از زمان یا یک دورۀ از مکان یا یک محلی از مکان نیست اگر آدم باشد و آدمیت ظهور داشته باشد یقیناً در همین منوال خواهد بود و در همین هول و هوش و حوزۀ اوصاف خواهدد بود ولاغیر از این رو این بیان مربوط به تاریخ مملکتی یا جامعه ایی یا نسلی یا قومی یا سرزمینی نتواند شد چرا یا بایستی ما انسان داشته باشیم و تاریخ انسانی که انسان همین است که ایشان می فرماید و یا اگر انسان و تاریخ انسانی نداشتیم پس مطلب تمام است و موردی ندارد که ما بحثی داشته باشیم از سویی برای آنهایی که می خواهند در زندگی خط مشی انسانی داشته باشند و مهمتر از آن محک و معیاری برای خودشناسی داشته باشند محکی که هر وقت خواستند خود را به آن محک بزنند و هرگاه خواستند دیگری را به آن محک آزمایش کنند تا دریابند که آیا این موجودی که ظاهراً انسان نما است آیا آدم و انسان هم هست یا نیست ما بارها در رابطۀ با کلام ائمه ذکر کردیم که کلام امام یک منشور حق نمای چند جهته است و به قول عرب کلام الملوک ملوک الکمال کلام پادشاهان پادشاه سخنان است پادشاه کلام هاست و در واقع همین طور است کلام امام به یک جملۀ بسیار کوتاه یک معیار بسیار عمیق را به دست می دهد می خواهیم بدانیم که ما آدم هستیم یا نیستیم بله خب کسی که می خواهد ببیند آیا با این معیاری که امام به دست می دهد منطبق است یا نه اگر منطبق بود آدم است و الا بایستی برگردد به آدمیت اصل از یک نظر بر می گردد به شناخت نعمت که نعمت چیست چون اینجا حضرت می فرماید الحمدالله الذی لو حبث ان عبادیهی معرفت حمدهی علی ما عدلاهم من الحم المتتابع و اسبق علیهم من نعمه المتظاهره این نعمت و منت چیست که حضرت دعا می کند عده ایی از ماها می گوییم که نعمت ثروت است و وقتی خداوند به ما ثروتی داد و از ثروت خداداده بهره مند شدیم و به خود آمدیم که این ثروت را من قبلاً نداشتم و الان دارم یک باری هم می گوییم خدایا تو را شکر می کنیم بواسطۀ این که به ما ثروت دادی اغلب افراد جوامعی که زندگی ثروتمندانه را تجربه نکرده اند وقتی از اینها بپرسی بهترین نعمت چیست ممکن بگوید ثروت است حالا شاید به زبان یا به تعارفات زبانی چیز دیگری مطرح کند اما رسم حیاتیش جهت گیری های زندگانیش این را ثابت میکند بهترین نعمت نزد او ثروت است این را کی انسان میفهمد زمانی می فهمد که ایشان را غافلگیر کند به طور مثال وقت نماز شراب می رسد همزمان با فرا رسیدن وقت نماز وقت تجارت و منعفت هم فرا می رسد انسان می بیند اگر متوجه شد که نه دست از تجارت برداشت و به نماز رویی کرد مشتری را رها کرد و به سوی مسجد دوید خب متوجه می شود که نه راستی راستی ثروت را نعمت اصلی نمی داند ولی اگر

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.