سخن مدیر:

۴ ـ انسان زیباپسند:

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

در شناخت انسانِ واقعی مرحله ئی دیگر را مشاهده می کنیم که بر حیرت ما و درجۀ کمال او افزوده می شود و ناچار از پذیرش واقعیتی می شویم که بر آنست تا انسان را در محدوده های ذهن ساخته، خیالاتی، منفعت پرستانه و حتی گاه لجوجانه و تنگ نظرانه در بند نکشد، یکی از این ویژگی ها خصلت «زیباپسندی» و «زیباشناسانۀ» اوست.
کسانی که انسان را در محدودۀ علمیت زاده و انعکاسی از حیات مادی، در بند می کشند! و یا بدتر از آن او را اقتصادی معنا می کنند، در زمینۀ بررسی و کاوش در باز یافت روش و علتهای ذهنیت زیباپسندانه و زیباشناسانۀ این موجود در تنگ ترین محدوده و مضیقۀ اندیشندگی قرار گرفته و گاه به صورت بسیار جدی و ابلهانه درین زمینه به توجیه و تعبیرش می نشینند.
زیبائی را نمی شود با استدلال منطقی، با قیاس، با تقابل، با تعریف و تقسیم و… مفهوم کرد! و نیز نمی توان آنرا در لابراتوار به تشریح تجربی تفهیم ساخت! چه رسد به روش ناسالم و نپختۀ دیالکتیک.
ما در رسالۀ «قرآن و دیدگاههای زیبائی شناسی» این مسئله را به صورتی وسیع و همه جانبه و تا حدی ساده، جهت تفکیک زمینه های شناختِ پدیده های مختلف و از آن میان پدیدۀ زیبائی، مورد بررسی قرار داده ایم.

     ما در آنجا در مورد نقد اندیشه های دیالکتیکیِ «هگل» در زمینۀ زیبائی ها و به ویژه زیبائی های هنری به صورت دقیق و روشن، دیدگاه ماتریالیستی و دیالکتیکی آنرا از جهات نارسائیها و عدم توانمندی در تعلیل و تفسیر دیالکتیکی پدیدۀ زیبائی و نیز با ارائه ی بیان «مارکس» درین مورد، هم تضاد و نارسائی و هم شکستِ کاملِ این دسته از اندیشه گران دیالکتیسن را نمودار کرده ایم. به امید آنکه توانی بیابیم تا آنرا به نشر سپاریم.
لذا درین بخش از سخن، نسبت سنگینی و نیز وسعت زمینۀ زیبائی پسندی، زیبائی شناسی، بایدمان که از خویش بپرسیم، ما چگونه با معاییر علمی، به درک و تفسیر و تعلیل موضوع (چیز، پدیدۀ) زیبا می رسیم؟
و باز آیا چه نظامهائی و چه روابطی «علمی» و بر خاسته از نیاز های اقتصادی در پدیده ئی تبارز می کند که ما آنرا می پسندیم؟ و یا آنرا مورد شناسائی قرار می دهیم؟ بعد از رسیدن به درک «علمی» ی این دو مقدمه است که این ذهنیت پرسشی تبارز می کند که: چه روابط و نظامهایی «علمی» و برخاسته از نیاز های اقتصادی در پدیده ئی تبارز و تبلور می یابد که ما آنرا به عنوان ضد زیبائی (زشتی) نمی پسندیم؟ و یا آنرا مورد تمیز، از مورد اول قرار می دهیم؟ و هرگاه توانستیم ـ که هرگز نمی توانیم ـ به صورت علمی با معاییر علمی و «فلسفۀ علمی» از پسِ تعلیل، توجیه و تفسیر آن مقدمات برآئیم، خواهیم توانست «زیبائی های طبیعی» را در رابطۀ با تضاد موجود در پدیده ئی به عنوان های «زشت» و « زیبا»، آنهم مسئلۀ «زیباشناسی» و نه «زیباپسندی» را مورد تأمل نسبی قرار دهیم که باز هم تأکید می کنیم که نمی توانیم.
وای بر انسانی که چنین محدود ساخته اندش و بر این محدودیت عصیان نمی کند! و وای بر آنانی که جهت رسیدن به خودِ حیوانی خویش، سعی می کنند تا با نفی انسانیت خود، عظمت خدائی انسان را نادیده گرفته و به وی با افسونی شیطانی محدودیتش را تحمیل کنند. وای بر اینان!
انسان زیباپسند است و زیباشناس، انسان زشت ناپسند است و زشت شناس، اما عظمتی برتر در پسِ پشت این ویژگیها دارد و آن این که از بعضی موضوعات زشت «انزجار و نفرت» دارد نه اینکه نپسنددش!
و جز بیچارگانی ابله و بی مایگانی بی خرد بر آن نخواهند بود که این بعد عظیم و پربار و
حیرت آفرین انسانی را بر پایۀ معاییر خشک علمی تعلیل و تعبیر نمایند.
ما باز هم آنانی را که مایل به درک واقعیِ انسان و شناخت اصیل و بارور ابعاد مختلف انسانی هستند به مطالعۀ کتب متعدد زیبائی و زیبائی شناسی توصیه می نمائیم.

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.