سخن مدیر:

جلسه ۱: مظهر ربوبیت، وقایع از آتش و ورود به جنت

دسته‌بندی:
بدون دیدگاه

مظهر ربوبیت، وقایع از آتش، ورود به جنت

اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، الحمدلله الأولِ بِلا اول کان قَبله و الأخِرِ بِلا آخر یَکونُ بَعدَه، الّذِی قَصُرَت عَن رُؤیتِهِ اَبصارُ النّظَارین و عَجَزَت عن نَعته اوهام الواصفین، ابتدأ بِقدرتهِ الخَلق إبتداءً، واخترعَهُم عَلی مَشیَّتِهِ إختراعاً، ثُمّ سَلَکَ بِهِم طَریقَ إرادَتِه، وابعَثَهُم فِی سَبیل مَحَبِّتِه، ثُمَّ الصّلوهُ و السّلامُ عَلی خَیرِ خَلقِهِ و أشرَفِ بَرِیَّتِه، الّذِی سُمِّیَ فِی السَّماءِ بِأحمَد وَ فِی الأرضین بّأبّالقاسِم المُصطفَی مُحَمّد صَلواتُ اللهِ و سَلامُهُ عَلیه وَ عَلی بنِ عَمِّهِ سَیّدِ الموحدین امامَ العارفین عَلِی بن ابیطالب و اولادِهِ المُنتَجَبِین.

اَمّا بَعد قال علی علیه السلام: «اللّهُمّ إنّی أسْأَلُکَ یا اللَّهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ الَّتِی تَفَرَّدْتَ بِها أنْ تَقِیَنِی مِنَ النّارِ بِقُدْرَتِکَ وَ تُدْخِلَنِی الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِک».[۱]

بار دیگر جهت خشنودیِ ارواح شهدا، رفتگان اسلام و این جمع و بویژه رفتگانِ صاحب محفل، اجماعاً صلواتی ختم بفرمائید.

با ابراز تبریک و تهنیت جهت این مولود عزیز و شریف، اگر توانستم دقایق چندی که در خدمت عزیزان هستم، مقدمات یک مسئله را و موضوع را طراحی خواهم کرد.

مباحثی که برای این دهه انتخاب کرده‌ام، بحث هائی هست که از یک نظر متوجهِ شناختِ انسانِ کامل می‎شود، به این معنا که بررسی خواهیم کرد انسان کامل چه هدف‎هائی را دنبال می‎کند؟ و انرژی‏های وجود خودش را در جهت رسیدن به چه هدف‎هائی صرف می‎کند؟ هر کسی در زندگی خودش اهدافی دارد و برای رسیدن به آن اهداف از منابع قدرت و نیرو بهره می‎گیرد تا با بهره‎گیری از این منابع یا منبع بتواند هدفش را محقق بسازد و در زندگانی خودش شکوفا بگرداند. یکی می‎خواهد به اوج ثروتمندی برسد و لذا تلاش می‎کند با منابعی که می‎توانند این قدرت را به او افاده کنند و افاضه کنند در رابطه قرار بگیرد و با بهره‎گیری از آن زمینه‎ها خودش را به آن جاهائی که دوست می‎دارد و در نظر گرفته است برساند.

دیگری می‎خواهد به اوج قدرت سیاسی برسد، جائیکه شاید کمتر کسانی می‎توانند به آن مرتبه‎ی از توانمندیِ سیاسی دست پیدا کنند، طبیعی هست که تلاش می‎کند راه و کارهائی را مورد توجه قرار بدهد، مورد بهره‎وری قرار بدهد که می‎توانند آن‎ها او را به اوج قدرت و شهرت سیاسی برسانند، دیگری می‎خواهد در بُعد فرهنگی، دانشی و یا هنری به قله‌های هنر و دانش دست پیدا کند، طبیعتاً بایستی با مراکز قدرتِ فرهنگی و توانِ فرهنگی تماس داشته باشد و بکوشد تا به آنجا برسد، هرکسی هدفی دارد، انسان کامل چه هدفی دارد؟ و برای رسیدن به این هدف، چه موضِعی می‎گیرد، موضع‌گیری هایش چگونه هست؟ کسی‌که می‎خواهد به قدرت سیاسی یا فرهنگی برسد، آیا مواضعی که می‎گیرد در رابطه‎ی با همان زمینه است یا نه؟ مثلاً در موضع اقتصاد کار می‎کند اما وقتی از آن بپرسی چکار می‎کنی؟ می‎گوید می‎خواهم به اوجِ تفکری فلسفی یا عرفانی یا هنری برسم! به این معنا که انسان کامل، آن کسی هست که وقتی هدفش را تعیین کرد و معین ساخت، می‎کوشد دقیقاً موضِعی بگیرد که با آن هدف در ارتباط نزدیک و تنگاتنگ قرار دارد و آن موضع‌گیری می‎تواند او را در راه رسیدنِ به هدف یاری نماید، تجهیز کند، قدرت ببخشد و همکاریِ لازم را ارائه نماید، همچنین در سایر زمینه‎ها، چنانکه می‎کوشد جهتی که انتخاب می‎کند جهتی باشد که دقیقاً به آن هدفی که در نظر دارد، او را می‎رساند.

می‎توانیم اینطوری هم به عرض برسانیم که: وقتی انسان هدفی را در نظر می‎گیرد، این هدف‌گزینی و هدف‌گیری همراه هست با جهت‌گیریِ متناسبِ با هدف از یک طرف و موضع‌گیری ملایم با هدف از دیگر سوی؛ بحث‌های ما پیرامون همین نکته خواهد بود، علتش هم روشن است، از امشب شروع شده که شب ولادت آقا هست، آقا امام حسن مجتبی علیه السلام، جمع شدیم برای چی؟ برای اینکه ما موالیان علی (ع) و فرزندان او هستیم، در چه چیزی موالیِ علی (ع) هستیم؟ در هدف‌گیری‌هایمان؟ در جهت‌گیری‌هایمان؟ در موضع‌گزینی‌هایمان؟ یا نه فقط ادعا می‎کنیم و جزء مایه‎ی بدنامی آن‎ها نمی‎باشیم.

در هرات حدود یک ماه قبل، دقیقاً روز پانزدهم شعبان بود، در مدرسه‎ی قائم صحبت‎هائی داشتم، به عرض دوستانی که آنجا بودم رساندم که تصمیم گرفته بودم امروز به جای لباس رنگی، واقعاً لباس سیاه بپوشم و به جای اینکه برای شما تبریک بگویم ولادت آقا امام زمان (عج) را، برای شما تسلیت بگویم! این همه بی‎حرمتی هائیکه از جانب ما مدعیان به ساحت مقدس آقا امام زمان (عج) می‎شود، یعنی فنا و مرگ و نابودیِ ولایت را در خودمان تسلیت بگویم!

سلسله بحث‎هائی هم که از امشب شروع می‎شود، مقدار زیادِ زیادش، بالای نود و پنج درصدش متأسفانه تلخ است! ما همه ادعا می‎کنیم که پیروان علی بن ابیطالبیم، دوستداران زهرائیم، کدام کار ما به کار علی (ع) و فرزندانش شباهت دارد؟ چه موضع‌گیری‎هائی داریم که دقیقاً، حالا نمی‎گوئیم، مثلاً می‎گوئیم سی درصد، خوب دقت کنید این خیلی مسأله هست ها! سی درصد موضع‌گیری‎های ما، هم‎جهت و همراه و همگام و هماهنگ و همگونه با موضع‌گیری های علی بن ابیطالب (ع) و فرزندانش هست؟ چند درصدِ از هدف‌گزینی های ما با هدف‌گزینی‎های این بزرگواران هماهنگ است؟ همتراز است؟ لذا اگر دیدید که قسمتی از عرایض بنده کمی تلخ است، کمی یأس آلود است، کمی دردمندانه هست، کمی خمود آور است، بر بنده ببخشائید! برای اینکه خُب، اگر نگویم، خیانت کرده‎ام، از یک طرف به شماها خیانت کرده‎ام و به همه‎ی مخاطبان خودم که بعداً این حرف‎ها را می‎شنوند و از دیگر طرف به خودم خیانت کرده‎ام که توئی که می‎دانستی چرا نگفتی؟ کی می‎خواستی بگوئی؟ و برای که می‎خواستی بگوئی؟ این‎ها که این همه درد کشیده‎اند، رنج کشیده‎اند، ستم کشیده‎اند، آوار‎گی کشیده‎اند، طعنه شنیده‎اند، این‎ها این حرف‎ها را تحمل نکنند برای که می‎خواستی بگوئی؟

بحث‎ها از دیدگاه دیگری یک نوع مقارنه‎ی خویشتن با موالیمان ما هست، ببینیم که ما در کجای کاریم، در چه زمینه هائی این‏ها الگوی عملی ما هستند، آیا این زمینه‎هائی که از این به بعد خواهد آمد، البته شاید اگر حدود دو ماه پشت سر هم بنده سخنرانی داشته باشم به پایان برسد ولی من مقدمتاً همین ده بخش اول را انتخاب کرده‎ام تا متباقی بماند که به کجا می‎کشیم و می‎رسیم، آیا در این زمینه‎ها ما کوچکترین، کمترین رابطه‎ی با هدف‌گزینی‎ها و آرمان گرائی‎های علی بن ابیطالب (ع) داریم یا نداریم؟ آیا این آرمان‎ها را برای ما تا به حال کسی طراحی کرده است، تبیین کرده است یا نکرده است؟ اگر نکرده‎اند چرا نکرده‎اند و اگر کرده‎اند کی‎ها هستند و در کجا تبیین کرده‎اند؟ در کل یک نوع موازنه هست و یک نوع الگو برداری از زندگی بهترین شخصیت تاریخ بشریت، لذا آن‌هائی که دلشان به خودشان بسوزد، در این دنیائی که دل هیچکس به هیچکسی نمی‎سوزد، برای آن‌هائی که حداقل خودشان می‎خواهند برای خویش احترامی بگذارند، در این تعاملاتی که هیچکس به دیگری حرمت نمی‎گذارد و احترام نمی‎گذارد، فقط خواهش بنده این هست که مطالب را بشنوید، اگر خوب بود و فکر کردید هم شأن شما هست و در شأن شما هست، گوشه‎هائی را به کار ببندید، ضمانتش با علی بن ابیطالب (ع)! و برویم تا ببینیم که به کجا کشیده می‎شود.

حضرت (ع) در یکی از دعاهائی که دارند می‎دانید که این بحث را زیاد شنیدید از بنده چه در جلسات شرح صحیفه سجادیه علیه السلام و چه در زمینه‎های دیگر، که دعا زبانِ درخواستِ عملیِ انسان هست. زبانِ درخواستِ آرمانیِ انسان هست و علی (ع) نشسته پس از ذکر یک سلسله از آیات قرآنی دست‎ها را به دعا بلند کرده و از خدا می‎خواهد:

«اللّهُمّ إنّی أسْأَلُکَ یا اللَّهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ الَّتِی تَفَرَّدْتَ بِها أنْ تَقِیَنِی مِنَ النّارِ بِقُدْرَتِکَ وَ تُدْخِلَنِی الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِک»

بار پروردگارا! ای اله من! ای الله من! به رَبوبیّت تو، که مخصوص و ویژه‎ی خودت گردانیدی‌اش، از تو می‎خواهم تا مرا از آتش وقایه کنی، با قدرت خودش، با توامندی خودت، با نیرومندی خودت، مرا از آتش وقایه کنی و با رحمت خودت مرا به بهشت برسانی، داخل بهشتم بگردانی.

در این جمله سه نکته وجود دارد، سه تا خواست وجود دارد، سه تا هدف قرار گرفته است، سه تا آرمان حضور دارد، اولین آرمانی که در این جمله هست، این هست که انسانِ کامل می‏خواهد مظهر رَبوبیّت الهی باشد. چون حضرت تمسّک و توسّل به رَبوبیّت برده، به ربّ برده است. ربّ، ما و شما هم هر روز چندین بار می‎خوانیم: «الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ». [۲] رب چه هست که حضرت پناه برده است؟ ربّ پرورش دهنده را می‎گویند. «الحمدلله رب العالمین». این رب کی هست؟ پرورش دهنده‎ی عالمیان است. تربیت کننده‎ی عالمیان هست.

فراهم آوردن و افزون نمودن را هم ربوبیّت می‎گویند، من به این اسمِ تو و به این مقامِ تو توسل می‎جویم و تمسک می‎جویم که هم فراهم می‎آوری و هم افزون می‎کنی. فراهم آوردن و افزون کردن، متوجه حالتی هست پس از حالت دیگری، مثل اینکه بنده به دانشگاه می‎روم یا به مسجد می‎روم، حالتی دارم، در آنجا شارژ می‎شوم چه علمی چه عبادی، بعد که بیرون می‎شوم حالت دیگری دارم، پُر برمی‎گردم، خالی می‎روم، با کَسر و کمبود می‎روم، ولی با غنا و پُری برمی‎گردم. درجه‎ای از کمال را کسب می‎کنم و درجه‎ی دیگر را فرو می‎نهم.

یکی از معانی بسیار زیبای دیگر کلمه ربّ و ربوبیّت، به آرامش رسانیدن است. «الحمدلله رب العالمین»، ستایش خدائی را که به آرامش رساننده‎ی عالمیان است. کی انسان به آرامش می‎‎رسد؟ چرا تلاش می‎کنیم ماها؟ چرا کار می‎کنید شما؟ چرا شب بیداری می‎کشید شما؟ چرا مسافرت می‎کنید شما؟ چرا زحمت تحصیل را تحمل می‎کنید؟ چرا روزه می‎گیرید؟ نهایتِ نهایتش می‎رسد به اینکه می‎خواهیم به آرامش برسیم، چه آرامشی؟ هرکسی متناسب با درک خودش و فهم خودش.

اگر بررسیِ فلسفی و حکمی از مسئله به عمل بیاوریم، می‎بینیم فلسفه‎ی تمام کنش‎های انسانی برمی‎گردد به آرامش خواهی و آرامش جوئی، همه می‎خواهند دنبال آرامش، آنی که دنبال اقتصاد است می‎گوئیم چرا این همه جان می‌کَنی؟ می‎گوید برای اینکه به یک آرامش اقتصادی برسم دغدغه‎ی خرج و مصرف را دیگر نداشته باشم! یکی دیگری می‎بینیم آرامشِ اقتصادی‎اش را فدای آرامش علمی‎ می‎کند، فدای دانش می‎کند! چرا این‎همه شب بیداری می‎کشی کار نمی‎کنی؟ می‎گوید بهاندازه‎ایِ که نیاز جسمانی من برطرف شود، به من می‎رسد، می‎دانم که از طریق تورّم مالی به آرامش نمی‎رسم ولی اگر بر دانش خود بیافزایم آرامش من تضمین خواهد شد، لذا تلاش علمی به خرج می‎دهد و بعضی دیگر تلاش‎های برتری که متوجه زمینه های عرفانی و ربوبی می‎شود.

به هر حال، اصل قضیه را حضرت (ع) روی همین مسئله قرار می‎دهد: «اللّهُمّ إنّی أسْأَلُکَ یا اللَّهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ الَّتِی تَفَرَّدْتَ بِها انْ تَقِیَنِی مِنَ النّارِ بِقُدْرَتِکَ».

آن دو تا مسئله دیگر را می‎گذاریم که اگر توانستیم شب‎های بعد و اگر نتوانستیم هیچ!

قضیه‎ی اصلی متوجه‎ی این هست که حضرت (ع) می‎خواهد مظهر ربوبیت قرار بگیرد، کسی‌که مظهر ربوبیت قرار گرفت، یک، از پرورش ربانی برخوردار است و دیگران را هم به پرورش ربانی هدایت می‎کند. از تربیت ربوبی خودش برخوردار است و دیگران را هم به سوی تربیت ربوبی می‎کشاند. از نقص و نارسائی آزاد شده است، نقایصی که در انسان‎های معمولی مشاهده می‎شود در او مشاهده نمی‎شود، همه‎ی نقص‎هایش زدوده شده است و به جای نارسائی‎ها و نقص‎ها، کمالات جای گرفته و شکوفا هستند و بالفعل حضور دارند، این شخص نه تنها کسری و نارسائی‎ای و کمبودی ندارد که برخوردار از رسائی‎ها و کمالات ربانی هست و دیگران را هم به همین جهت سوق می‎دهد. خوب دقت کنید که تنها داشتن مطرح نیست، دادن هم مطرح است! خودش پرورش ربانی یافته است، عین پرورش ربانی را به دیگران هم هبه می‎کند، می‎بخشد. خودش تربیت ربانی پیدا کرده و حاصل کرده است، تنها برای خودش نمی‎خواهد، سرریزه می‎شود به دیگران هم این را می‎رساند، خودش به نوعی از کمال ربوبی دست یافته است، منحصر به خودش قرار نمی‏دهد این کمال را تسری می‎دهد، به دیگران هم می‎رساند تا به جائی برسند که مورد توجه او هست و رضایتش را می‎تواند حاصل کند.

و در نهایت به آرامشی دست پیدا می‎کند این انسان که هر چه، هر حرکتی، هر امری، هرچیزی که مادون این مرتبه باشد، زیر کنترلش هست، دیگر دلش را نمی‎لرزاند، همان داستان همیشگی ما و شما، می‎رسد به مقام آرامش گُل محمد! گل محمد! بله؟ این فرزندت این بیست و یک ساله، بیست و دو ساله بود، تازه دانشگاه را هم تمام کرده بود، بله! فوق لیسانس‎اش را هم گرفته بود، بله! سر چهار راه، موتور زد، می‎گوید: خیر است إن شاالله. خانه‎ات را دزد برد! خیر است! روزی که من به دنیا آمدم مگر خانه داشتم؟ لباس هم تازه نداشتم، خانه را که بگذار باشد! آنی که آن روز که من نه آب خورده می‏توانستم، نه غذا، نه راه رفتن بلد بودم، نه صحبت کردن، به من روزی رساند، آن هم چه روزی‎ای! الان که خدائی‎اش به پایان نرسیده که من هراس پیدا کنم، خانه‎ی مرا دزد برد، مغازه‎ آتش گرفت، خُب گرفت که گرفت! این برخوردار شدنِ از این آرامش ربانی، نشانه‎ی چه هست؟ نشانه‏ی اینکه این شخص مظهر ربوبیت حق است.

معنای دیگری می‎توانیم برای این مطلب بگوئیم که اگر، خوب دقت کنند، یک صلواتی بفرستند دوستان، اگر حضرت حقّ، از طریق اسم مبارک ربّ بر عبد تجلی کند، عبد به مقام مظهریت ربانی می‏رسد، خیلی خُب اینکه از آن ناحیه که خبری به اصطلاح در زمینه‎ی نقص نیست، در زمینه‎ی منع نیست، از جانب حق که منعی در کار نیست، از جانب صمد که منعی در کار نیست، منع از این طرف است؛ برای بنده، شوخی نمی‎کنم کسی هم که فرستاده است همین جا است، گفته بودم یک رایانه معمولی بفرستید، یک رایانه آخرین سیستم فرستاده است، حالا که این را آوردن من هر کار می‎کنم که روشن کنم یاد ندارم، چکار باید بکنم؟ حالا بگوئیم نقص از این کسی‌که فرستاده هست یا نقص از بنده هست؟ این واقعیت است شوخی نمی‎کنم عین واقعیت است، پارسال فرستادند برای بنده.

مظهر ربّ قرار گرفتن در گِرَو آن است که آنچه نفسانی است از خویشتن دور کنیم، جای را برای تجلیّات حضرت او خالی کنیم، مصفّی بگردانیم، آماده بسازیم، تا برسیم به این همه توانمندی و به این همه عظمت و به این همه خوبی‎ها! و اگر حضرت حق در آن شرایط خاص، با اسم مبارک ربّ بر ما تجلی کرد ما این مظهریت را پیدا می‎کنیم.

حالا بیائیم برگردیم به خودمان، سه چهار تا سوال مطرح می‎کنم شما را هم خسته ساختم، بنده هم امشب بیشتر از این دیگر نمی‎کِشَد، ما از خدا چه می‎خواهیم؟ شبِ ولادت آقا امام حسن (ع) است. روی فرش جشن عید ایشان هم نشسته‎ایم، به هیچ‌کسِ دیگری هم نگوئیم، وقتی دست‎ها را به دعا بلند می‎کنیم از خدا چی می‎خواهیم؟ همین هدف را دنبال می‎کنیم؟ آرمان‎مان همین است که مظهر اسم مبارک ربّ قرار بگیریم و بعد که قرار گرفتیم آنوقت بشویم آقای دیگران؟! آنوقت بشویم ملک دیگران، آنوقت بشویم ارباب دیگران، این‎ها همه معنای ربّ است ها، آنوقت بشویم صاحب دیگران! آنوقت بشویم آقای دیگران، آنوقت بشویم دهنده‎ی به دیگران نه گیرنده‎ی از دیگران!

یک مثالی البته جوان‌هائی که در آن دوره نبودند و فقط گزارش‎ها را شنیدند، نمونه را بنده ذکر می‎کنم بعد این‏ها از بزرگترهای خود بپرسند، بنده در همین دوره، سه روز صحبت‎هائی داشتم در هرات، عده‎ائی از بزرگ‎ها بودند اعم از شیعه و سنی، بحث روی انقلاب ایران بود و بحث روی شخصِ امام (ره) بود، موضوعی را که بنده به میان کشیدم این بود که با آمدن امام (ره) و تحقق پیروزیِ انقلاب، آن مملکتی یا آن ملتی که در روی زمین، غیر از اسکیموهای شمالِ قطبِ شمال، از انقلابش و از حضور این مرد اثر نپذیرفت کی بود؟ پنج روز هم وقت گذاشتم که کسانیکه می‎خواهند پاسخ بیاورند، بیاورند. مثلا بگویند فرانسه تأثیر نپذیرفت، نمی‎دانم انگلیس نپذیرفت، آمریکا نپذیرفت، سرخ پوستان نپذیرفتند، چینائی‎ها نپذیرفتند، جنوب شرق آسیا نپذیرفت، جنوب غرب آفریقا نپذیرفت، کجا بودند که نپذیرفتند؟ امام (ره) چه داشت؟ ماشین‎های خوبی داشت؟ چند تا شرکت را هدایت می‎کرد؟ شرکت‎های بزرگ اقتصادی را؟ چند دوره ریاست جمهوری را پشت سر هم گذرانده بود؟ خیلی‎ها آن را می‎شناختند حتی در خود ایران؟ اصلا می‎شناختند که این کی است؟ یا ظرفِ حدود شش هفت ماه، متوجه شدند که همچنین ایرانی‎ای هم دارند که این تبعید است و به خارج و فلان و به همان. خوب دقت کنید، خوب دقت کنید و برای اینکه این نکته به جان‎های ما بنشیند یک صلوات بلندی هم ختم بفرمائید. امام (ره)، مردم را، انسان روی زمین را به چه چیزی هدایت کرد؟ معکوسش، انسان های روی زمین از امام چه تربیتی پذیرفتند؟ این خیلی مهم است! این‎ها یاد گرفتند چگونه اقتصاد خودشان را شکوفا بسازند؟ چگونه با هزار و یک دوز و کلک و نیرنگِ ابلیسی خودشان را به قدرت های سیاسی برسانند؟ یا نه، طریق آدم شدن را یاد گرفتند؟ جان هایشان آماده‎ی پرورش انسانیت شد، برای تربیت ربّانی آمادگی گرفتند و آماده شدند و آن حمّاسه‎ها را هم آفریدند! لذا تا روزی که شعاع این تجلی، حضور داشت و مظهر حضور داشت، همه با همه‎ی وجود لمس می‎کردیم و می‎کردند که بله، افتخار، عظمت، آقائی، مال این‎ها هست! هر که دنبال این زمینه رفت، هرکه جانش را به این نور سپرد و به این جریانِ طاهر کننده و تطهیر کننده سپرد، دیدیم که به آقائی رسید، به والائی رسید، اگر مالک و ملکِ هیچ چیزی دیگری نشد، مالکِ نفس خودش شد، بر خویشتن، بر انانیت خویشتن، بر هواهای خویشتن توانست آقا باشد، غلبه بکند! عین جریانی که ما به افغانستان داشتیم، تا ما دل به حق سپردیم، حق با ما بود و چشم‎ها همه متوجهِ‎ ما بود، همین که دل به دنیا دادیم و به هوس هائی دنیائی سپردیم، تحت ربوبیت اسم ضالّ قرار گرفتیم، بیا دیگر درست کن! الان اینجا همانطور است، متأسفانه.

آقایون یا ادعا نکنیم که ما پیرو علی (ع) هستیم، یا اگر ادعا می‎کنیم بیائیم اهداف علی (ع)، آرمان‎های علی (ع)، موضع‎گیری های علی (ع)، جهت گیری های علی (ع) را شناسائی کنیم و با همه‎ی وجود دنبال کنیم، اگر آن کار را کردیم یقین کنید، آن دیگر به اختیار کسی نیست، همین که در خط، انسان قرار گرفت و در جهت قرار گرفت، نتیجه خود به خود آمدنی هست، برای اینکه، این جعلش و امرش، امر ربوبی هست، به اختیار کسی نیست، حتمی آمدنی است و اگر قرار گرفتیم، به همه‎ی این زمینه‏ها می‎رسیم، به آقائی می‎رسیم، به والائی می‎رسیم، به پاکی می‎رسیم، به کمال می‎رسیم، به عزت می‎رسیم، به آقائی بر خویش و بر دیگران دست پیدا خواهیم کرد و اگر خدای نخواسته، جهت را عوض کردیم، علی (ع) به راه خودش برود، ما هم به راه خودمان برویم، امام حسن (ع) به راه خودش برود، ما هم به راه خودمان برویم، آن هدف خودش را دنبال کند، ما هم اهداف خودمان را دنبال کنیم، یقیناً به آرامش که نخواهیم رسید هیچ! معلوم نیست که چه بدبختی‎ها و سرزنش‎هایِ دیگری هم ما را تعقیب کند.

که امیدوار هستیم خداوند به حق این شب بزرگوار و به حق این مولود عزیز و شریف، جان های ما را آماده‎ی پذیرش معارف علوی بگرداند!

بارپروردگارا! تو را به دردهای دل علی (ع)، تو را به خوشی های دل علی (ع)، تو را به جان فاطمه (س)، تو را به نور امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، جانهای ما را در راه تربیت ربانی خودت قرار بده!

ما را از شر دشمنان خودت و دشمنان خودمان در پناه خود نگهداری بفرما!

و علی ارواح المؤمنین و المؤمنات ثواب الفاتحه مع الصلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

 

[۱]– دعای مباهله امیرالمؤمنین علی علیه السلام. الإقبال بالأعمال الحسنه، ابن طاووس، على بن موسى‌ (م ۶۶۴ ق)، ج۲، ص۳۶۰. (الحدیثیه)

«اللّهُمَّ إنِّی… أسْأَلُکَ یا اللَّهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ الَّتِی تَفَرَّدْتَ بِها أنْ تَقِیَنِی مِنَ النّارِ بِقُدْرَتِکَ وَ تُدْخِلَنِی الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِک».

[۲] – سوره فاتحه، آیه ۲.




در صورت در دسترس نبودن پیوندهای فوق، از آدرس های زیر استفاده کنید
دانلود صوت: لینک کمکی (۱)لینک کمکی (۲)لینک کمکی (۳)لینک کمکی (۴)
دانلود تصویر: لینک کمکی (۱)لینک کمکی (۲)لینک کمکی (۳)لینک کمکی (۴)
دانلود صوت کامل این مجموعه: لینک کمکی (۱)لینک کمکی (۲)لینک کمکی (۳)لینک کمکی (۴)
دانلود تصویر کامل این مجموعه: لینک کمکی (۱)لینک کمکی (۲)لینک کمکی (۳)لینک کمکی (۴)

 

۰دیدگاه فرستاده شده است.
شما هم دیدگاه خود را بنویسید
نوشته‌های ویژه
اخبار ویژه

با عضویت در خبرنامه، تازه‌ترین مطالب سایت را در ایمیل‌تان دریافت کنید.
برای عضویت نشانی ایمیل خود را وارد کرده و بر روی دکمه عضویت کلیک نمایید.