دسته‌ها
آرمان های نبی اکرم (ص)

جلسه 3: توفیق رضای پروردگار

توفیق رضای پروردگار

مدت سخنرانی 38 دقیقه

آرمانهای نبی اکرم (ص)

جلسه سوم

توفیق رضای پروردگار

اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، الحَمدُ والثّناء لِعَینِ الوُجود و الصّلوةُ وَ السّلامُ عَلی واقِفِ مواقِفِ الشُّهود وَ عَلی آلِه أُمَناءِ المَعبود.

امّا بعد، قَال رسولُ الله صلواتُ اللهِ و سلامُه علیه: «اللّهم وَفِّقنی لِما یُرضِیکَ عِنِّی و یُحسِنُ فِی النّاس ذِکری».[1]

بار پروردگارا! مرا توفیق آن عملی عنایت کن که تو را راضی می‌دارد و در میان مردم به نیکونامی مشهورم می‌سازد.

در خیال مزن فهم خویش سازِتو نیست (خیال نکن خودت را شناختی ها! درست است که ریشت سفید شده اما) – چو شمع جیب‌تو جز بوته‌گداز تو نیست
زکارگاه خیالت کسی چه پرده درد – که فطرت توهم از محرمان راز تو نیست
زدستگاه تصنّع تَری به آب مبند – حقیقتی که تو داری به جز مجاز تو نیست
به سایه نیز ندارد غرور خاک حساب – نشیب هرچه کنی فهم جز فراز تو نیست
به غیر سجده ز خاک ضعیف منفعلی‌ست – ز جست و خیز برآ این قدر نماز تو نیست
به پردهٔ تپش دل هزار مضراب است – توگر نفس نزنی دهر پرده‌ساز تو نیست
ز اختیار درین بزم دم مزن بیدل – جهان جهانِ نیاز است جای ناز تو نیست

درسلسله‌ی مباحث گذشته برای مقارنه و مقایسه و فهم موقف اعتقادی وگرایشیِ خودمان، بحث دیگری داریم پیرامون یکی دیگر از آرمان های نبی گرامی اسلام (ص)، برای اینکه ببینیم، چه مقدار با این نگرش آشنائیم و با این گرایش دم‌ساز هستیم.

دوباره متن را خدمت شما به عرض می‌رسانم: «اللّهم وَفِّقنی لِما یُرضِیکَ عِنِّی» مرا به انجام آن کاری، آن عملی، آن نگرشی، آن گرایشی، توفیق عنایت فرما که تو را از من خشنود می‌سازد «و یُحسِنُ فِی النّاس ذِکری» و مرا دربین مردم خوش‌نام می‌گرداند.

دسته‌ها
آرمان های نبی اکرم (ص)

جلسه 2: عیش پالوده و مرگِ آرامش بخش

مدت سخنرانی64 دقیقه

آرمانهای نبی اکرم (ص)

جلسه دوم

عیش پالوده و مرگ آرامش بخش

اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، الحَمدُ والثّناء لِعَینِ الوُجود و الصّلوةُ وَ السّلامُ عَلی واقِفِ مواقِفِ الشُّهود وَ عَلی آلِه أُمَناءِ المَعبود.

اما بعد، قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عِيشَةً نَقِيَّةً وَ مِيْتَةً سَوِيَّةً».[1]

بار پروردگارا! از تو عیشی پالوده می‌خواهم و مرگی آرامش بخش می‌طلبم.

بود سرمشق درس خامشی باریک‌بینی‌ها – ز مو انگشت حیرانی به لب دارند چینی‌ها
مرا از ضعف پرواز است قید آشیان ورنه – نفس‌گیرم چو بوی غنچه از خلوت‌گزینی‌ها
نیاز من عروج نشئه‌ی ناز دگر دارد – سپهر آوازه‌ام بر آستانت از زمینی‌ها
دل رم آرزو مشکل شود محبوس نومیدی – که‌سنگ اینجا شرر می‌گردد از وحشت کمینی‌ها
نفَس دزدیدنم شد باعث جمعیت خاطر – به دام افتاد صید مطلبم از دام چینی‌ها
خروش اهل جاه ز خفت ادراک می‌باشد – تُنک ظرفی‌ست یکسر علت فریاد چینی‌ها
دوتاگشتیم در اندیشه‌ی یک سجده پیشانی – به راه دوست خاتم‌کرد ما را بی‌نگینی‌ها

صلواتی بلند ختم بفرمائید.

بحث‌های ما پیرامون آرمان‌های نبی گرامی اسلام (ص) هست می‌خواهیم ببینیم ما به عنوان پیروانش وامتش وایشان به عنوان رهبر و امام‌مان، میان آرمان‌های ما وآرمان‌های آن بزرگ چه شباهت‌هائی وجود دارد؟

اگر دارد بیشترش کنیم، نزدیکترش کنیم، تا برسیم به اینکه عین آرمان ایشان بشود و اگر ندارد بیهوده متهمش نکنیم که ما امت توایم، ما امت نفس خویشیم، بیهوده متهمش نکنیم که ما دوست‌دار توایم، تو امام مائی، چون ما دوست دار نفس خویشیم و نفس مان، امامِ ما هست.

دسته‌ها
آرمان های نبی اکرم (ص)

جلسه 1: غنای علمی

مدت سخنرانی 43:04

اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، الحمدلله الأولِ بِلا اول کان قَبله و الأخِرِ بِلا آخر یَکونُ بَعدَه، الّذِی قَصُرَت عَن رُؤیتِهِ اَبصارُ النّظَارین و عَجَزَت عن نَعته اوهام الواصفین، ابتدأ بِقدرتهِ الخَلق إبتداءً، واخترعَهُم عَلی مَشیَّتِهِ إختراعاً، ثُمّ سَلَکَ بِهِم طَریقَ إرادَتِه، وابعَثَهُم فِی سَبیل مَحَبِّتِه، ثُمَّ الصّلوةُ و السّلامُ عَلی خَیرِ خَلقِهِ و أشرَفِ بَرِیَّتِه، الّذِی سُمِّیَ فِی السَّماءِ بِأحمَد وَ فِی الأرضین بّأبّالقاسِم المُصطفَی مُحَمّد صَلواتُ اللهِ و سَلامُهُ عَلیه وَ عَلی بنِ عَمِّهِ سَیّدِ الموحدین امامَ العارفین عَلِی بن ابیطالب و اولادِهِ المُنتَجَبِین.

اما بعد قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اللَّهُمَّ أَغْنِنِي بِالْعِلْمِ وَزَيِّنِيِّ بِالْحِلْمِ وَأَكْرِمْنِي بِالتَّقْوى وَجَمِّلْنِي بِالْعَافِيَةِ».[1]

ای آب رخ از خاک درت دیده‌ی‌تر را – سرمایه ز خون‌گرمی داغ تو جگر را
تاگشت خیال تو دلیل ره شوقم – جوشیدن اشک آبله پاکرد نظر را
بر طبع ضعیفان ز حوادث المی نیست – خاشاک‌کندکشتی خود موج خطر را
دانا نبود از هنر خویش برومند – از میوه‌ی خود بهره محال است شجر را
زنهار به جمعیت دل غره مباشید – آسودگی از بحر جداکردگهر را
ای بی‌خبر از فیض اثرهای ندامت – ترسم نفشاری به مژه دامن‌تر را
بیدل چه بلایی‌که زتوفان خروشت – در راه طلب پی نتوان یافت اثر را

با ذکرِ عرض تسلیت خدمت همه‌ی سروران عزیز، برآن هستم تا در این چند شب که قرعه‌ی‌ فال به نام من دیوانه زدند، یک بازگشتی بکنم به خودم و پس از این بازگشت، خودم را آنچنان که هستم در برابر شما و دیدگان حق بین شما قرار بدهم، تا بازم بیابید که من که‌ام؟ و من چه‌ام؟