دسته‌ها
آرمان های حضرت فاطمه زهرا (س)

13- عفاف – غنای وجودی

سخنرانی آرمان های فاطمی (س)

برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید

دسته‌ها
آرمان های حضرت فاطمه زهرا (س)

6- فقر به خدا – غنای از مادون خدا

برای دانلود این جلسه، روی دکمه مورد نظر کلیک کنید

دسته‌ها
آرمان‌های فاطمی (س)

آرمان‎شناسی و آرمان‌گزینی

ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت دخت گرامی پیامبر اکرم (ص): حضرت فاطمۀ زهرا (س) خدمت همة سروران عزیز؛ و پوزش خواهی از اینکه : باز هم مجبور هستید ساعاتی چند، بنده و عرایض بنده را تحمل فرمائید، بر آن شدم تا از روش معمول کنار کشیده و به جای پرداختن به ذکر قصص و روایات تاریخی، زمینه ئی را مورد توجه قرار دهم که از دیدگاهی کاملاً ویژه و ناب، اصل اساس بعثت و تبیین و تدوین احکام اسلامی مبتنی بر آن بوده و در طریق تحقق هویت انسانی و صورت آدمی ـ برای هر کسی که بخواهد در این مسیر گامهایی بر دارد ـ مفید می افتد؛ بدین معنا که: هم انسان با رویکردن به آن به نگرشی تازه و بارور، نسبت به خود و جهان خود و آیندۀ خود و… دست پیدا می کند؛ هم روشهائی تازه را برای تحقق هویت ربانی و منش الهی خود می آموزد و بکار می گیرد؛ و هم مسیر و جهتی که این روشها و سرمایه های نگرشی ناب می توانند در عمل پیاده شده و تبارز یافته و عامل را به آن هدفِ نهائی برسانند، به روشنی مشخص گردد.
در میان مسایل مربوط به رشد، کمال، سعادت و غنای وجودی انسان، مسئلۀ «آرمانشناسی و آرمانگزینی» از لحاظ اهمیت و موقعیت ویژه ئی که دارد، موضوعی است که فکر و توجه انسانهای عاقل و دلسوز به خویشتن را به خود جلب ساخته و او را در مسیر خود (تحقق آرمان) به تفکر و تلاش وادار کرده است؛ و لذا، ما انسان عاقلی را سراغ نداریم که برای خود و زندگانی خود آرمان و یا آرمانهائی را در نظر نداشته باشد.
آنچه در این رابطۀ ویژه به شدت قابل توجه می باشد آنست که هر انسانی: اولاً به میزان شناختی که از خود و گوهر وجودی خود و پایان امر خود دارد، آرمانی متناسب با آن اختیار می کند:
ثانیاً به میزان ارزش و احترامی که برای خود قایل می باشد، به آرمانهای ارزشمند و احترامبار روی کرده و همان آرمانهائی را می گزیند که ارزش وجودی او را برتر و بیشتر و عزیزتر و شریف تر و غنامندتر سازد؛
ثالثاً به میزان محبتی که به خود و گوهر ربانی خود داشته و مهری که می ورزد، به آرمان مورد نظر خود «دل» می دهد؛
رابعاً به میزان دلسوزی ئی که به خویش و رشد و کمال و غنای وجودی خویش ـ و نه رشد و گسترش داشتنی های برونذات و فناپذیر ـ دارد، در راه تحقق آرمانهای خود عملاً سرمایه گذاری می نماید.
آنچه آمده مؤید آنست که: انسان از روی شناخت آرمانهای هرکسی می تواند دریابد که وی از خود چه شناختی دارد؛
به خود چه احترام و ارزشی قایل می باشد؛
خود را چه مقدار واقعاً دوست میدارد؛
برای خود چه اندازه دلسوزی عملی دارد؛ به هر حال، انسان به دلیل اینکه دارای قدرت «تفکر و تمیز» بوده، نقص و کمال، فقر و غنای وجودی، حرمت و بی حرمتی، زشتی و زیبائی، اسارت و آزادی و… را شناخته و از هم تفکیک کرده و متناسب با فهم خود و شناخت از خود، عوامل و پی آمدهای هر کدام را می شناسد، در جستجوی شناخت آرمانهائی برتر، کارآتر، عزیزکننده تر و… برآمده و بعد، چنانکه تذکر رفت، عملاً به گزینش آرمان و یا آرمان های نهائی اقدام می کند.
برای اینکه مراد منِ بنده از آرمان مشخص تر شود، بطور بسیار فشرده معروض میدارم که:
آرمان مساوی است با آنچه برای نگرشهای فرد «محور» شده و شکلشان می دهد؛
آرمان مساوی است با آنچه برای کنشهای فرد، «محور» شده و شکلشان می دهد؛
آرمان مساوی است با آنچه موضعگیریهای فرد را افشاء و معین می کند؛
آرمان مساوی است با آنچه جهت گیریهای فرد را افشاء و معین می کند؛
آرمان مساوی است با آنچه روشگزینیهای فرد را افشاء و معین می کند؛
آرمان مساوی است با آنچه ابزار گزینیهای فرد را افشاء و معین می کند؛
آرمان مساوی است با آنچه در تکوین عقیده و ایمان ـ نسبت به همه چیز، و نیز در تکوین هویت (صورتِ انسانی ـ ربانی) او نقش تعیین کننده دارد؛

بر مبنای این نگرش و باور، همگونیِ آرمان: مرید و مراد را، امام و مأموم را و امت و نبی را از نظر نگرش، کنش و زمینه های یاد شده، در یک مسیر و جهت قرار داده، آنها را متناسبِ با ظرفیت و استعداد وجودیشان «همرنگ» تواند ساخت.
تحقیق و بررسی همه جانبه در زمینۀ آرمانشناسی و آرمانگزینی از سوئی، و فهم و درکِ مراتبِ رشد و کمال و سعادت و غنای وجودی انسان از دیگر سوی، مؤید این نکته می باشد که انسانها چون از نظر فهم و شناختِ خود و زمینه ها و امور مربوط به هستی و حیات خود ـ اعم از اینکه منفی باشد و یا مثبت ـ متفاوت می باشند، در نتیجه «آرمانشناسی و آرمانگزینیِ» آنها نیز متفاوت خواهد بود. منتها، انسانهائی که به «خود و نه برونِ خود» و سرمایه های وجودیِ خود ـ و نه سرمایه های اعتباری و فناپذیر خود ـ ارزش و احترام قایل شده و نسبتِ به خود و سرمایه های وجودی خود «محبت» و «دلسوزی» دارند، همانگونه که مثلاً وقتی می خواهند چیزی بخرند، مداوائی بجویند و… از فهم و مشوره و تجربۀ دیگران بهره می جویند، در این رابطۀ ویژه نیز به فهم، برداشت و صلاحدید شخص خود و «حظّ و لذّ» زودگذر خویش اتکاء و بسنده نکرده، به تجربه و مشوره و فهم و… کسانیکه در این زمینۀ ویژه ـ که با تعیین سرنوشت، تعیین هویت و تعیین خوشبختی و بدبختی واقعی انسان سر و کار داشته و… ـ اطلاعات شایسته تری دارند، مراجعه کرده و از گنجینۀ وجودی آنها بهره ها می برند.از اینرو، چون هر چه درجۀ معرفت شخص از مراتب رشد و کمال و سعادت و غنا و خوشبختی و… انسان بیشتر باشد؛
هر چه میزان ارزش و احترامی که برای خودش قایل است، بالاتر باشد؛
هر چه میزان «محبت» و «دلسوزی» شخص نسبتِ به خود و سرمایه های وجودی خود، حال و آیندۀ خود و… بیشتر باشد، آرمانشناسی و آرمانگزینی وی دقیق تر، مؤثرتر، غنا بخش تر، سعادت پرورتر، آرامش دهنده تر و در یک کلام «انسانی ـ خدائی»تر خواهد بود؛ لذا، انسانهای حرمتگزار و مهرورز تلاش می کنند تا «نگرش و گرایش» آنها را در رابطۀ با آرمانها، با دقت و شدت و قوت و اصرار و… مورد توجه قرار داده و با همۀ دلدادگی و شجاعت، دل به دریا زده و آرمانهای مورد نظر آنان را «عملاً» وجهۀ همت خود قرار دهند.
در واقع اینان با اینکار، برای هستی و هستن خود، برای سعادت و غنای پایندۀ خود، برای آزادی و آرامش معنیدار و انسانی خود و… «الگو» اختیار نموده، می کوشند تا هویت خود را همرنگ،
هم شأن و هم مرتبۀ آنها سازند!

دسته‌ها
آرمان های نبی اکرم (ص)

جلسه 1: غنای علمی

مدت سخنرانی 43:04

اعوذ بالله سمیع العلیم من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، الحمدلله الأولِ بِلا اول کان قَبله و الأخِرِ بِلا آخر یَکونُ بَعدَه، الّذِی قَصُرَت عَن رُؤیتِهِ اَبصارُ النّظَارین و عَجَزَت عن نَعته اوهام الواصفین، ابتدأ بِقدرتهِ الخَلق إبتداءً، واخترعَهُم عَلی مَشیَّتِهِ إختراعاً، ثُمّ سَلَکَ بِهِم طَریقَ إرادَتِه، وابعَثَهُم فِی سَبیل مَحَبِّتِه، ثُمَّ الصّلوةُ و السّلامُ عَلی خَیرِ خَلقِهِ و أشرَفِ بَرِیَّتِه، الّذِی سُمِّیَ فِی السَّماءِ بِأحمَد وَ فِی الأرضین بّأبّالقاسِم المُصطفَی مُحَمّد صَلواتُ اللهِ و سَلامُهُ عَلیه وَ عَلی بنِ عَمِّهِ سَیّدِ الموحدین امامَ العارفین عَلِی بن ابیطالب و اولادِهِ المُنتَجَبِین.

اما بعد قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «اللَّهُمَّ أَغْنِنِي بِالْعِلْمِ وَزَيِّنِيِّ بِالْحِلْمِ وَأَكْرِمْنِي بِالتَّقْوى وَجَمِّلْنِي بِالْعَافِيَةِ».[1]

ای آب رخ از خاک درت دیده‌ی‌تر را – سرمایه ز خون‌گرمی داغ تو جگر را
تاگشت خیال تو دلیل ره شوقم – جوشیدن اشک آبله پاکرد نظر را
بر طبع ضعیفان ز حوادث المی نیست – خاشاک‌کندکشتی خود موج خطر را
دانا نبود از هنر خویش برومند – از میوه‌ی خود بهره محال است شجر را
زنهار به جمعیت دل غره مباشید – آسودگی از بحر جداکردگهر را
ای بی‌خبر از فیض اثرهای ندامت – ترسم نفشاری به مژه دامن‌تر را
بیدل چه بلایی‌که زتوفان خروشت – در راه طلب پی نتوان یافت اثر را

با ذکرِ عرض تسلیت خدمت همه‌ی سروران عزیز، برآن هستم تا در این چند شب که قرعه‌ی‌ فال به نام من دیوانه زدند، یک بازگشتی بکنم به خودم و پس از این بازگشت، خودم را آنچنان که هستم در برابر شما و دیدگان حق بین شما قرار بدهم، تا بازم بیابید که من که‌ام؟ و من چه‌ام؟